رفتارهای عجیب و غریب نشانه ی عدم سلامت روان است

روانشناسی

اگر شما رییس یک شرکت باشید و بخواهید از میان پرسنل یک معاون قابل اعتماد برای خود انتخاب کنید، احتمالا کسی را برمی گزینید که چیز بدی از او ندیده باشید. نیاز نیست که او حتما توانمندی ها و ویژگی های خاص و خارق العاده داشته باشد. همین که هیچ گاه ندیدید که در دعواها و تنش ها واکنش عجیب نشان دهد،

 در صحبت کردن منطقی است،

 لباس پوشیدنش معمولی است

 و در کل رفتاری عجیب و غریب ندارد،

باعث می شود که شما فکر کنید او قابل اعتماد است. قابل اعتماد یعنی این که شخص قابل پیش بینی است.

هر چه مسئولیت فرد بزرگتر باشد، توجه به مسئله ی سلامت روان ضروری تر به نظر می رسد.

 چون دامنه ی تاثیرگذاری شخص بیشتر می شود. یک فرد می تواند با تصمیمات خود روی زندگی جمعیت زیادی تاثیر بگذارد. بنابراین برای پست های کلیدی نیاز است دست کم چند تست ساده ی سلامت روی افراد اجرا شود. این یک امر بدیهی و درعین حال بسیار دور از عملکرد فعلی انسان ها در دنیای کنونی است.

ما تاکنون زیر سلطه ی افراد بیمار زیادی قرار داشتیم.

هر چند روز یک بار می توانیم نشانه های بیماری های روانی را در سخنرانی های بزرگان و سیاستمداران بخوانیم و بشنویم. گاهی به آن ها می خندیم و کاهی عصبانی می شویم. اوضاع آنقدر وخیم است که امیدی به خارج شدن از این باتلاق و نفس کشیدن در هوایی سالم نداریم.

با نزدیک شدن به انتخابات بحث احمدی نژاد و حاشیه های او دوباره داغ شد. قرار بود در مورد سلامت روان احمدی نژاد بنویسم. به دو دلیل نوشتن در مورد این موضوع برایم سخت بود.

یک این که آقای دکتر جباری به خوبی در مورد اختلال های احمدی نژاد نوشتند و توضیح دادند.

سمپتوم های خودشیفتگی و هذیان در این فرد به روشنی قابل مشاهده است و او با وجود زیرکی زیاد در بسیاری از موقعیت ها قادر به پنهان کردن آنها نبود و نمی توانست مانند یک سیاستمدار یا حتی یک فرد عادی رفتار کند.

دلیل دوم این که نوشتن در مورد هر موضوعی نیاز به انگیزه و انرژی دارد.

 من انگیزه ای برای نوشتن در مورد احمدی نژاد نداشتم. این که او سلامت روان دارد یا ندارد، برای قانع کردن افرادی که هنوز در این سیستم به دنبال یک رییس جمهور موثر و کاربلد هستند، برایم کاری فرسایشی و ناامید کننده است. چون کل سیستم از نظر روانی یک بیمار زنجیری خطرناک است. سیستمی که پایه های آن بر توهم، هذیان، نفرت، امدادهای غیبی، ایمان و احساس دین به مسئولان (تصمیم گیرندگان) بنا شده است.

سیستمی که در آن هر چیزی جز منافع مردم در تصمیم گیری ها نقش دارد. تمرکز بر ویژگی های شخصیتی احمدی نژاد یا هر شخص دیگری اشتباهست،

 چون خانه از پای بست ویران است.

و سالم ترین و باهوش ترین افراد هم در این مجموعه کاری از پیش نمی برند.

کسی که مسئول حل مشکل آلودگی هواست و بابت آن پول می گیرد می گوید برای رفع آلودگی دعا کنید باد بیاید. بدون این که اثری از شرم و حقارت ناشی از شکست در چهره ی او باشد و بدون این که با تعجب و خشم هیچ یک از افراد بالای هرم مواجه شود.

سسیتمی سیاسی که دهه هاست ادعا می کند دشمنان قسم خورده دارد، بدون این که هیچ توضیح محکمه پسندی برای این دشمنی ارائه دهد.

 چرا باید این همه دولت و حکومت در دنیا توان و انرژی و وقت خود را برای دشمنی بدون قید و شرط با ما صرف کنند؟ اصلا چرا ما باید این قدر مهم باشیم؟! فقط چون نفت و گاز داریم؟ نفت و گازی که اکنون با خواهش و بدون دریافت ارز به چند کشور محدود می فروشیم؟

  کشوری که در اقتصاد، سیاست و فرهنگ به معنای واقعی کلمه شکست خورده است، کشوری که در این سال ها بخش های ارزشمندی از آب و خاک خود را داده است و شهامت اعتراف و پاسخگویی در مورد آن را ندارد، چرا این همه حسود و بدخواه دارد؟!

حتی زنان بی سواد متعلق به دهه های پیشین که با چادر گل گلی حین سبزی پاک کردن دور هم غیبت می کردند، برای اثبات بدخواهی زری خانم و پری خانم به دنبال دلایل عقلانی تری بودند. ولی سیاستمداران ما نیازی به ارائه ی هیج استدلال بالغانه ای ندارند، چون مریدانشان به آن ها ایمان کامل دارند.

  • این همه دوری از واقعیت های دنیا،

  • این همه فقدان همدلی نسبت به مردم،

  • نفرت و خشم،

  • دزدی بدون نیاز مالی،

  • این ولع تمام ناشدنی برای بالا کشیدن سرمایه های یک خاک،

  • اصرار بر این که ما در دنیا تک هستیم!

  • عدم توانمندی در ارائه ی راه حل های مادی برای مشکلات واقعی و کمک گرفتن از اجنه و …

 همه و همه نشانه های انواع بیماری های روانی هستند. از جمله اختلال شخصیت اسکیزوتایپال، پارانوئید، سایکوپتی، دیلوژن به ویژه از نوع خودبزرگ انگاری، ایلوژن (مثال معروف هاله ی نور)، قلدری، عدم کنترل تکانه ها، انواع اختلالات جنسی نظیر پدوفیلی و فتیش، عقده و اصرار بر انجام رفتارهای افراطی هیجانی در جهت جبران عقده ها و کمبودهای قدیمی و …

و این همه ناآگاهی و نداشتن بینش می تواند با هوش عمومی پایین تر از متوسط هم ارتباط داشته باشد، اگر فرض کنیم که فرد از نظر روانی سالم است.

بنابراین برای گماشته شدن هر کس در جای خود، که نخستین شرط پیشرفت هر مجموعه ای است،  نیاز به ارزیابی وضعیت روانی و سنجش هوش احساس می شود. هیچ نوع انتخابات، انتصابات و هیچ انسان سالم و خردمندی توانایی تغییر یک سیستم بیمار را ندارد. سیستمی که فاقد انعطاف است.

زمانی می شود ادعا کرد که سیستم سالم است که افراد عجیب و غریب در آن تصمیم گیرنده نباشند.

افرادی که نظرشان در باره ی زن و مرد، ازدواج، سیاست، پوشش، صدا و سیما، ورزش، روزنامه ها، اینترنت، هنر و … عجیب و غریب نباشد و افرادی که مانند اکثریت مردم کشور خود و سایر مردم دنیا فکر و رفتار کنند.

امیدوارم که از مطالعه این مطلب لذت برده باشید

دکتر فائزه خانلرزاده بهترین روانشناس نوروسایکولوژیست بهترین روانشناس دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس تلفنی مشاوره تلفنی روانشناس آنلاین روانشناس آنلاین

فائزه خانلرزاده

فائزه خانلرزاده