ف.خ

 قصه ی ازدواج خاله سوسکه

تحلیل روانشناسی قصه خاله سوسکه: قصه ها روی زندگی ما اثر زیادی داشته. باورها را در ذهن ما کاشته اند. البته کاشتن فعل مناسبی نیست. چون کاشته شده رو میشه چید. باید بگم در ذهن ما کنده کاری کردند. بطوریکه حالا حالا هست.  پاک هم نمیشه.

خاله سوسکه رو که میشناسید؟ همونکه اول قصه گفتن باید شوهر کنی. اونم لباس قرمز پوشید.  رفت بیرون دنبال شوهر.

 پیامی که کودک دریافت میکنه اینه: ازدواج در یک زمان خاص  باید انجام بشه. از بالا دستور میاد.

چیزی که ناخوداگاه دریافت میشه اینه:  من حق تصمصیم گیری ندارم.

خاله سوسکه وقتی به یک مرد میرسه ازش میپرسه:

” اگه  من زنت بشم

یار و همدمت بشم،

منو با چی می زنی؟! “

یعنی شوهر حتما کتک میزنه. شوهر خوب اونیه که یواشتر بزنه.

یعنی نادیده گرفتن نیاز به احترام و محبت.

 قصه رو خیلیهاتون شنیدید. اول از قصاب میپرسه. بعد از دیگری…  تا آخر میرسه به آقا موشه.

 یعنی اصلا مهم نیست اون مرد کی هست. و من انتخاب نمیکنم. گفتم “من” چون میدونیم کودکان چقدر با شخصیتهای قصه همانندسازی میکنند.

 از آقا موشه میپرسه منو با چی میزنی؟ موش میگه من نمیزنمت. با دمم نازت میکنم. خاله سوسکه خوشحال باهاش ازدواج میکنه. تنها کسی که قراره بهش محبت کنه.  ازقضا اون آدم نیست. یک موشه. ولی داستان همینجا تموم نمیشه. آقا موشه موقع پختن آش میفته توی دیگ و میمیره.

چیزی که در ذهن کودک حک میشه اینه: مرد مهربون یک مرد ضعیفه. نمیشه برای زندگی بهش تکیه کرد. اون میمیره. مرد واقعی همون قصاب ساطور به دسته. که زنشو کتک میزنه. ولی قدرت داره. و همیشه زنده ست.

 تاثیر این نوع قصه ها بر نگرش جامعه چیست؟

خیلی بیشتر از این که اینجا بنویسم. دلم میخواد این حرفها را با صدای بلند برای یک جامعه بزرگ بگم.

 این داستان فولکولور مربوط به عهد قاجار است. زمانیکه مردسالاری بشدت بر جامعه حاکم بود. داستانی که بارها بزگترها گفتند و کودکان شنیدند. 

  چند نسل از کسانیکه این قصه رو ساختند میگذرد. بیشتر ما آدمهای مدرن و دانشگاهی شدیم. چقدر جامعه پذیرفته برای ازدواج دختر و پسر نباید زمان تعیین کند؟ و حتی اجازه دلسوزی و  توصیه هم ندارد؟

 هنوز تحمل خفت، سرکوب نیاز به محبت و احترام میشود:  یک کار باارزش؛ سوختن و ساختن!  گذشت و فداکاری.

چرا؟ قوانین برای کسیکه از نظر مالی وابسته است. حقوقی در نظر نگرفته.  از طرفی مدیا عامدانه رنجوری و بدبختی را تبلیغ میکنند.

 امید دارم انسانهای امروز با شناخت این عوامل از اثرات تخریب آموزشهای گذشته آگاه شده. از زنجیر افکار پوسیده رها شوند. تا به دنیایی سرشار رهایی، نور و شادی برسند.  

دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس      

پیشنهاد میکنم مطالب زیر را مطالعه بفرمایید:

تحلیل روانشناسی قصه سیندرلا

مکانیزم عشق در مغز

شکاف نسلی

روانشناسی شکست عشقی با نظریه مثلث عشق

عشق از دیدگاه عصب روانشناسی