ف.خ    

           

روانشناسی مغز مردان و زنان

مردها می توانند به هیچ چیز فکر نکنند.
چون مغزشان تخصصی تر از زنان است.
مغز مردان دارای بخش های مجزا از هم هست.
هر احساس و فکر یک اتاق مخصوص به خود دارد و مرد می تواند با اراده ی خود در آن اتاق را ببندد.
این یکی از مهم ترین تفاوت های مردان با زنان است, چیزی که باعث می شود مردان از نظر ذهنی دنیای آرام تری نسبت به زنان داشته باشند.

چون مردان می توانند فکر نکنند!

ولی این برای زن ها ممکن نیست. مغز زن پر از ارتباط است.

ارتباط بین افکار مختلف, تاریخ ها, آدم ها و رویدادها.
درمغز و زندگی زن همه چیز به هم متصل است.

مانند یک رشته زنجیر.
تاریخ تولد
سالگرد آشنایی

هرسال با سال گذشته مرتبط است و خود بخود مقایسه می شود.

زن از همه ی احساسات خود آگاه است!

برخلاف مرد که می تواند در اتاق احساسات را ببندد,

زن با احساساتش روبرو است و به همین دلیل زود گریه می کند.

چون می داند اگر چیزی را از دست بدهد چقدر ناراحت خواهد شد.

می داند سال های بعد چقدر غصه خواهد خورد و رنج خواهد کشید.

به همین خاطر

زنان در مشکلات و فقدان ها قوی تر از مردان هستند,

چون پیش از آنکه چیزی را کامل از دست بدهند,
با همه ی رنج ها مواجه شدند و گریه کردند,
با تمام وجودشان اندوه را چشیدند و هضم کردند.

ولی مردان به دلیل سخت بودن این احساسات, مواجهه با آنها را به تعویق می اندازند.

 

مردان صبر می کنند

اجازه می دهند از دست بدهند و خم به ابرو نمی آورند.

ولی بعد از مدتی کم کم متوجه می شوند چه اتفاقی افتاده,

وقتی همه چیز تمام شده و فقط سردی به جا مانده, متوجه می شوند در آن روزهای داغ چه رنج عمیقی را احساس نکردند و به خاطرش گریه نکردند.

اگر ما برای اتفافی تلخ در همان روزها به اندازه ی کافی گریه و سوگواری کنیم,

کنار آمدن برایمان راحت تر است.
ولی اگر سعی کنیم قوی باشیم و غم و اندوهمان را سرکوب کنیم,

پذیرش فقدان برایمان سخت خواهد بود.

پیشنهاد می کنم مقالات زیر را مطالعه بفرمایید:

چرا خانم ها غیبت می کنند؟

چگونه فکر می کنیم؟

درباره ی عقده ی مردانگی

قدرت جنسی مرد

کاش دنیا به سرباز نیاز نداشت!

کولبر بودن یک انتخاب نیست!

خود واقعی دوست داشتنی نیست!

خود واقعی ام را دوست نداشته باش!

تماشای ماهواره اشکالی ندارد

تجاوز یک انحراف جنسی است!

چرا مرگ را باور می کنیم؟

گناه و سرطان 

مسئول بی اختیار

سورپرایز وزیر جوان

آیا زیبایی تکراری می شود؟ 3

آیا زیبایی تکراری می شود؟ 2

آیا زیبایی تکراری می شود؟ 1

درباره ی دزد

روانشناسی دیدگاه های مختلف

جلوی بچه هایتان با هم دعواکنید!

اضطراب اول شدن

روانشناسی طلاق

روانشناسی خدا

قصه ی سطل زباله

روانشناسی اجتماعی و قوانین

چیزی به نام فرهنگ سازی وجود ندارد!

چرا به گرانی بنزین اعتراض کردیم؟

خیانت

 من لجباز، لوس و بامزه هستم!

نیاز به عشق و نوازش

بیایید اعتیاد را ریشه ای حل نکنیم!

در لحظه زندگی نمی کنم

قوانین غیر اخلاقی

چندهمسری

توجیه اخلاقی 2

توجیه اخلاقی 1

پیام های اخلاقی بی اثر

اخلاق و جهان بد

عشق با چون و چرا

انواع خودکشی

تواضع نداشته باش!

درباره ی خودکشی

تجمل گرایی در جهان سوم

آدم های خسیس

دخترهایی که زیبا نبودند

چرا عقده داریم؟

روانشناسی سرنوشت مشترک

پورن و ظاهر بدنی

پورن و نیازهای مرد و زن

روانشناسی میل جنسی

جنگ خانواده و همسر

 زبان و روان

 همسر پایه می خواهم

 آدمهای همه چی تمامی که نباید با هم ازدواج کنند

باهوش ها باهوش نیستند!

 جذابیت ظاهری اینطور از بین می رود!

من حسادت می کنم

می خواهم دوست داشته شوم

روانشناسی مادرشوهر!

چرا غیرت یک ویژگی مردانه است؟

تفاوت مرد و زن در تولد فرزند

آدم دوست ندارد تمام شود

دیگر هرگز این حرف ها را نزنید!

روانشناسی آدم های یخ

می شود زندگیم عوض شود؟

روانشناسی بی منطق ها

روانشناسی هیچ کمکی نمی تواند بکند!

 احترام به دیگران یعنی چه؟!

چیزهایی که نباید یاد می گرفتیم 2

چیزهایی که نباید یاد می گرفتیم

روانشناسی سوختن و ساختن

تعریف صداقت از دیدگاه روانشناسی

درباره رابطه جنسی

روانشناسی عشق و بی توجهی

 معمای دوست داشتن

 روانشناسی آداب معاشرت

 نگاهی روانشناسانه به فرهنگ ارباب و رعیتی: تعارف

علم بهتر است یا ثروت

انسان دروغگو خوب یا بد؟!

چرا اینقدر ساده هستم؟

منت به سرم بذار!

روانشناسی شکست عشقی

روانشناسی عشق در مغز زنانه و مردانه

پدرخوب…مادرخوب… کودک؟؟

پرورش کودک قدم اول

پرورش کودک قدم دوم: تنبیه!

پرورش کودک قدم سوم: تشویق!

پرورش کودک قدم چهارم: والدین مقتدر و مهربان

مثلث کارپمن

قصه عشق

قصه عشق فانتزی

 قصه جنگ

آیا چیزهایی که می دانم درست هستند؟

چرا عاقل نیستیم؟

عشق و وسواس 1

اختلال شخصیت نمایشی

اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

 مکانیزم عشق د رمغز

عشق از دیدگاه عصب روانشناسی

تحلیل روانشناسی قصه سیندرلا