چرا در موقعیت های ترس آور خونسرد هستیم؟

مردم به همدیگر نگاه می کنند!

آنها ترس هایشان را نشان نمی دهند.

ما متهمان را در دادگاه ها دیدیم، کسانی که شاید بدترین اتفاقات در انتظارشان است،

ولی معمولا خونسرد هستند و ترس و وحشتی در چهره شان دیده نمی شود.

کسانی که در مطب دندانپزشک نشستند، عموما آرام هستند و اگر یک غریبه از سیاره ای دیگر آنها را ببیند تصورش را هم نمی کند چه اتفاق ترسناکی در انتظارشان است!

مردم در این شرایط خونسرد هستند، چون اطرافیانشان اینطور هستند!

روانشناسان اجتماعی می گویند واکنش ما به رویدادها، وابسته به دیگران است.

اگر ما در خیابان با صحنه ی عجیبی مواجه شویم، تنها در صورتی شگفتی خود را نشان می دهیم که مردم هم همین کار را بکنند!

اگر ببینیم که همه بی تفاوت عبور می کنند ما هم در نهایت کنجکاوی با ظاهری خونسرد به راهمان ادامه می دهیم.

این همان پدیده ایست که باعث می شود ما بی رحم تر از آنچه که واقعا هستیم رفتار کنیم.

موارد زیادی اتفاق افتاده که شخصی در کنار خیابان افتاده، یا نیاز به کمک دارد. یا دو نفر به شدت با هم دعوا می کنند،

خیلی اوقات مردم بدون اینکه خطر خاصی تهدیدشان کند از کنار این رویدادها خونسرد و بی تفاوت می گذرند

یا فقط تماشا می کنند، بدون اینکه تاثری در چهره شان دیده شود.

برخلاف آنچه که در مورد خودمان می دانیم ما خیلی راحت تر هستیم که شبیه دیگران باشیم. این به ما احساس امنیت می دهد.

ما با دیدن آرامش همدیگر به این نتیجه می رسیم که اتفاق بدی نمی افتد و همه چیز عادی است.

در جه مواقعی نمی توانیم خونسرد باشیم؟

 گاهی اوقات حفظ آرامش و بی تفاوتی مشکل است، آن هم زمانی است که ما شبیه کسی هستیم که در معرض خطر است.
اگر با کسی از طبقه اجتماعی که ما در آن قرار داریم،

با ظاهر و لباس هایی شبیه خودمان روبرو شویم که اسباب و اثاثیه اش گوشه ی خیابان افتاده، جایی برای زندگی ندارد،

احتمالا به سراغش می رویم. با او صحبت می کنیم تا ببینیم چه اتفاقی برایش افتاده.

این شباهت از آن جهت تهدید کننده است که فکر می کنیم این اتفاق ممکن است برای ما هم بیفتد.

اگرکسی از نظر چهره و سن و سال شبیه یکی از عزیزان ما باشد به احتمال بیشتری با او همدلی می کنیم و از رنجش او عمیقا متاثر می شویم.

اگر در محیطی بسته باشیم!

بودن در محیط هایی نظیر مترو و مرکز خرید به طور ناخودآگاه باعث می شود که ما به همدیگر، نسبت به مردمی که بیرون هستند، نزدیکی بیشتری احساس کنیم.
اگر کسی در چنین مکان هایی کسی بدحال شود مردم به احتمال بیشتری به او کمک می کنند نسبت به زمانی که همان شخص در کنار پیاده رو نقش بر زمین شود.

به این پدیده در روانشناسی اجتماعی، “سرنوشت مشترک” می گویند.

حس داشتن سرنوشت مشترک باعث می شود ما با هم همدل شویم. وقتی مشکل, نگرانی و ترس هایمان شبیه هم است، ما انسان های بهتری می شویم.

یک “ترس مشترک” تنها چیزی بود که دنیای ما برای بهتر شدن به آن نیاز داشت.

دکتر فائزه خانلرزاده بهترین متخصص روانشناسی نوروسایکولوژی بهترین روانشناس دکتر فائزه خانلرزاده روانشناسی تلفنی مشاوره تلفنی روانشناسی آنلاین روانشناس آنلاین

فائزه خانلرزاده

  • دکترای روانشناسی نوروسایکولوژی
  • عضو سازمان نظام روانشناسی
  • عضو انجمن روانشناسان ایران
  • عضو جامعه پزشکان و روانشناسان های سلامت
  • عضو انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایران
  • روانشناس خانواده و مشاور ازدواج در قائمشهر
دکتر فائزه خانلرزاده بهترین متخصص روانشناسی نوروسایکولوژی بهترین روانشناس دکتر فائزه خانلرزاده روانشناسی تلفنی مشاوره تلفنی روانشناسی آنلاین روانشناس آنلاین

فائزه خانلرزاده

  • دکترای روانشناسی نوروسایکولوژی
  • عضو سازمان نظام روانشناسی
  • عضو انجمن روانشناسان ایران
  • عضو جامعه پزشکان و روانشناسان های سلامت
  • عضو انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایران
  • روانشناس خانواده و مشاور ازدواج در قائمشهر