ف.خ                                       

               عشق و عقل

عاشق تا وقتی عاشقت هست که بهت نرسیده باشه،

تا وقتی کنارم بود نفهمیدم که دوستش دارم، ولی روزی که رفت فهمیدم چیو از دست دادم.

این همه بهش خوبی کردم قدر منو ندونست.

عشق فقط در نرسیدن است. با وصال عشق و عاشقی هم فراموش می شود.

 این ها قوانین عشق هستند.

  عشقی که ما در ادبیات آموختیم. عشق یعنی اشتیاق شدید به همراه رنجی دوست داشتنی.

عاشق همیشه در وصف یار می خواند و می سراید. معشوق چه؟

معشوق معمولا مورد بحث نیست، می تواند او هم اشتیاقی داشته باشد یا نه،

نیم نگاهی هم به عاشق داشته باشد یا نه.

تمرکز همیشه بر عاشق بوده، چون این احساس عشق” است که زیباست.

عشقی که در ادبیات تعریف شده، همیشه با رنج همراه است. رنج به همراه امید وصال.

از دیدگاه عصب روانشناسی آن چیزی که باعث می شود ما فکر کنیم عاشق هستیم، اضطراب است.

اضطراب در نتیجه ی کاهش سروتونین.

تا زمانی که یار به ما تعهدی ندارد و او را به دست نیاوردیم،

این اضطراب وجود دارد

و ما حس می کنیم عاشق او هستیم.

عاشق عاقل و بالغ

 عشق افراد بالغ ولی فرق می کند. ما وقتی بزرگتر می شویم و  سرد و گرم روزگار را می چشیم، عشق و دوست داشتن را به شکل دیگری تجربه می کنیم:

عشق با چون و چرا دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس

     عشق با چون و چرا دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس

ما عاشق کسی خواهیم بود که در کنارش دوست داشته شویم.

کسی که به ما احساس دوست داشتنی بودن بدهد.

این تفاوت عشق پخته و خام است.

واقعیت این است که بیشتر عاشقان نامدار ادبیات، جوانانی کم سن بودند که هنوز هویتشان تشکیل نشده بود.

آنها احساسات و هیجاناتی شدید را تجربه می کردند

و قشر مغز نقشی در احساساتشان نداشت.

بیشتر آثار ادبی عاشقانه و هیجان انگیز توسط نویسندگان و شاعران در دوران جوانی نوشته شده اند،

همچنین آثار متفکرانه و پرمعنی در سنین بالاتر

و زمان پختگی فکری و احساسی نویسندگانشان خلق شده اند.

 برخلاف چیزهایی که می گویند عشق و عقل منافاتی با هم ندارند؛

 بلکه کامل کننده ی هم هستند.

فقط زمانی که اثر هورمون های جنسی کمتر شده، ما می توانیم واقعا عاشق شویم.

 عقل است که “من” را می شناسد.

و با توجه به “من” می تواند معشوق را انتخاب کند،

عقل است که می گوید من می توانم تو را همیشه دوست داشته باشم.

فقط یک عاشق بالغ است  که:

قدر کسی را که دوستش دارد می داند.

عشق با چون و چرا دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس

         عشق با چون و چرا دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس

ارزش این که کسی که او را بین همه انتخاب کرده، می فهمد و از او سپاسگزار است.

تنها در این زمان است که دو نفر از احساسات عاشقانه هم سواستفاده نمی کنند و قدر دوست داشتن را می دانند. 

 چون می دانند که این حس زیبای دوست داشته شدن به خاطر حضور معشوق است.

 

 

پیشنهاد می کنم مقالات زیر را مطالعه بفرمایید:

انواع خودکشی

تواضع نداشته باش!

درباره ی خودکشی

تجمل گرایی در جهان سوم

آدم های خسیس

دخترهایی که زیبا نبودند

چرا عقده داریم؟

روانشناسی سرنوشت مشترک

پورن و ظاهر بدنی

پورن و نیازهای مرد و زن

روانشناسی میل جنسی

جنگ خانواده و همسر

 زبان و روان

 همسر پایه می خواهم

 آدمهای همه چی تمامی که نباید با هم ازدواج کنند

باهوش ها باهوش نیستند!

 جذابیت ظاهری اینطور از بین می رود!

من حسادت می کنم

می خواهم دوست داشته شوم

روانشناسی مادرشوهر!

چرا غیرت یک ویژگی مردانه است؟

تفاوت مرد و زن در تولد فرزند

آدم دوست ندارد تمام شود

دیگر هرگز این حرف ها را نزنید!

روانشناسی آدم های یخ

می شود زندگیم عوض شود؟

روانشناسی بی منطق ها

روانشناسی هیچ کمکی نمی تواند بکند!

 احترام به دیگران یعنی چه؟!

چیزهایی که نباید یاد می گرفتیم 2

چیزهایی که نباید یاد می گرفتیم

روانشناسی سوختن و ساختن

تعریف صداقت از دیدگاه روانشناسی

درباره رابطه جنسی

روانشناسی عشق و بی توجهی

 معمای دوست داشتن

 روانشناسی آداب معاشرت

 نگاهی روانشناسانه به فرهنگ ارباب و رعیتی: تعارف

علم بهتر است یا ثروت

انسان دروغگو خوب یا بد؟!

چرا اینقدر ساده هستم؟

منت به سرم بذار!

روانشناسی شکست عشقی

روانشناسی عشق در مغز زنانه و مردانه

پدرخوب…مادرخوب… کودک؟؟

پرورش کودک قدم اول

پرورش کودک قدم دوم: تنبیه!

پرورش کودک قدم سوم: تشویق!

پرورش کودک قدم چهارم: والدین مقتدر و مهربان

مثلث کارپمن

قصه عشق

قصه عشق فانتزی

 قصه جنگ

آیا چیزهایی که می دانم درست هستند؟

چرا عاقل نیستیم؟

عشق و وسواس 1

اختلال شخصیت نمایشی

اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

 مکانیزم عشق د رمغز

عشق از دیدگاه عصب روانشناسی

تحلیل روانشناسی قصه سیندرلا