ف.خ

 سروتونین  و رنج های انسان

عشق و وسواس: افراد عاشق، سرتونین cerotonin کمتری دارند.  مدارهای عصبی مرتبط با ارزیابی دیگران در آنها سرکوب شده.

این مقدار اندک سرتونین همان چیزی است که در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری – عملی دیده میشود. این نشان می دهد که چرا عاشق درباره معشوق خویش این همه وسواس فکری دارد.

  • ریشه واژه ” وسواس ” کلمه لاتین Obsidese است که معنای ” محاصره کردن ” را میدهد.
  • این کلمه ویژگی  اصلی تجربه وسواس گونه را  که همانا احساس در دام افتادگی است، بازتاب میدهد.
  • این احساس در ادبیات عشق که در آن اغلب از استعاره هایی مثل به دام انداختن و محبوس شدن استفاده می شود، به وضوح آشکار است. مردم ” اسیر عشق ” یا ” زندانی عشق ”  می شوند و دل هایشان ” تسخیر شده” ، ” در زنجیر عشق اسیر شده ”  به گروگان گرفته می شوند.

 

افکار وسواسی

  • بیماران وسواسی و افراد عاشق ظاهرا قادر به کنترل افکار خود نیستند. افکار و تصاویری را که وارد آگاهی میشود، نمی توان حذف کرد. اگر چه این تجربه در ابتدا برای عشاق لذتبخش است. اما خیلی زود برای آنها مسئله ساز میشود.
  • بیماران وسواسی اغلب در انجام وظایف روزانه دچار مشکل هستند. چون حواسشان همیشه با یک فعالیت درونی پرت میشود. همین مسئله در مورد عاشقان هم صادق است.
  • عاشقان غرق افکار خود میشوند. و درباره ” به سرانجام نرسیدن ” رابطه شان بشدت نگران هستند.

اجبار

عشق دارای عنصر اجبار هم هست. چون افراد مبتلا به عشق اغلب اجبار مقاومت ناپذیری در خود برای دنبال کردن معشوق احساس میکنند.

عاشقان به هنگام دور بودن از شریک زندگی اجبار شدیدی برای برقراری مجدد ارتباط با آنها احساس میکنند.

 رفتارهای آئینی

عاشقان پیش از رفتن به سر قرار، به آیینهای شور و شعف و تمیزکاری بسیاری پرداخته. توجه زیادی به پاکیزگی شخصی میکنند. مانند یک بیمار وسواسی برای حمام کردن وقت صرف میکنند. 

دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس

 ادامه ی مطلب در لینک زیر:

 عشق و وسواس 2

پیشنهاد میکنم مطالب زیر را هم مطالعه بفرمایید

مکانیزم عشق در مغز

روانشناسی شکست عشقی با نظریه مثلث عشق

عشق از دیدگاه عصب روانشناسی