ف.خ

قصه عشق استرنبرگ

قصه عشق فانتزی: کلاسیک ترین فصه عاشقانه است.  فرد معتقد است یک متن خیالی وجود درد. خارج از رابطه. این متن قصه شاه پریان است.

 قصه شاهزاده و پرنسسی که درجستجوی همند. وقتی همدیگر را پیدا میکنند، خوشبخت و کامیاب میشوند. درقصه  فانتزی بعد از ازدواج فقط شادی و لذت بوده. همه رنج ها به پایان میرسد. در قصه خیال جفت کسی است که رویا را به واقعیت تبدیل میکند.

افرادی که با یک نگاه عاشق میشوند. عاشقانه ترین رابطه زمین را برای خود تصور میکنند. با دیدن فرد رویاها سریع به ازدواج فکر کرده. جشن عروسی را با او تصور میکنند.

 قصه فانتزی و خیال قصه خیلی از ماهاست. بیشتر افراد به قصه شاه پریان اعتقاد دارند. نه به لحاظ منطقی. ولی دوست دارند خودشان را مثل بقیه آدمها نبینند. چون ما فکر می کنیم لایق زیباترین عشق هستیم.

 این افراد در جایی از ذهن خود عمیقا باور دارند. پرنس یا پرنسس زیباروی در جایی از جهان حضور دارد. روزی از راه میرسد. و با هم راهی قصر آرزوهایشان میشوند.

همه بدبختی ها،

 حقارتها،

 مشکلات کاری

 مشکلات خانوادگی

مشکلات مالی

 محدودیت ها

موقعیت اجتماعی نامناسب

 همه و همه با ازدواج حل شده. زندگی از این رو به آن رو میشود.

تصویر خیالی از معشوق

در این قصه فرد راجع به معشوق خیالبافی میکند. ویژگی های عالی به او نسبت میدهد. با آنکه هنوز او را بخوبی نمیشناسد.

  مثلا با یک برخورد و لبخند نتیجه میگیرد: او مهربان، عاشق و وفادار است. همیشه از من حمایت خواهد کرد. تا ابد مرا دوست خواهد داشت.

 مضمون این قصه جستجوست. اوایل رابطه که عاشق و معشوق سخت به هم دل باختند. هنوز به هم نرسیدند. شناخت زیادی از هم ندارند. اینجا بازی کردن نقش شاهزاده و پرنسس آسانتر است.

 ولی زمانیکه شناخت بیشتر شود، حفظ این نقشها سخت میشود. به همین خاطر قصه های خیال ازدواج را روایت نمیکنند. قصه های بیرون از ازدواج. یا قبل از ازدواج.

 اگر زوج های فانتزی:

 ایده آلیستی فکر نکنند

 آرمانهای رئالیستی داشته باشند

بر اساس واقعیتها انتظار خوشبختی داشته باشند

این قصه میتواند بخوبی اتفاق بیفتد.

 ولی اگر زوج:

ایده آلیست باشند

انتظار بهترینها را از هم داشته باشند

با کاستی ها، بدخلقی ها و روزمرگی ها نتوانند روبرو شوند

دچارسرخوردگی میشوند.