ف.خ

 قهرمان قصه ی من کیست؟

قصه عشق: بیشتر انسانها تنهایی را دوست ندارند. از دوره نوجوانی که ترشح هورمونها تغییر می کند، ویژگی های جنسیتی بروز کرده، شخص ظاهر بالغ پیدا می کند.

نوجوانها به سمت هم کشیده میشوند. روابط از دوستان همجنس وسیعتر شده، به غیرهمجنس کشیده میشود.

اکیپ دختر و پسر تشکیل می شود. در این میان به غیر از دوستی های اجتماعی گاهی حسهای دیگری نیز تجربه میشود.

حس هایی که هنوز خامند

و تاحدی ناشناخته.

احساس کشش جنسی و عشق..

عشق نوجوانی. عشق اول. معمولا عمیق ترین عشقی است که تجربه میشود، اگر طولانی مدت باشد. چون دنیای نوجوان غیرواقعی است. و عمیقا رویایی…

عشق به مروز زمان تغییر می کند. هر فرد با فرد دیگر متفاوت است.

سوالی که همواره برای ما مطرح بوده: چرا بعضی روابط عاشقانه موفق است؟ و برخی شکست می خورند؟

استرنبرگ روانشناسی است که از دهه 80 روی عشق کار کرد. او سعی کرد عشق را با عناصرش تعریف کند. طیف وسیعی از اندیشه ها، عواطف و انگیزه ها.

اواخر دهه 80 نظریه مثلث عشق را مطرح کرد:

عشق از سه عنصر تشکیل میشود:

صمیمیت، تعهد، شهوت

 انواع عشق:

تعهد، شهوت و صمیمیت: عشق کامل

شهوت و صمیمیت: عشق فانتزی

شهوت: دلباختگی

تعهد: عشق تهی

صمیمیت و تعهد: عشق رفاقتی

صمیمیت: مهر و علاقه

این نظریه عشق را بخوبی تعریف کرد. انواع عشق را مشخص کرد. ولی هنوز خیلی چیزها راجع به روابط عاشقانه گفته نشده بود.

دنیای آدمها با هم فرق دارد. هر شخص تاریخی دارد که آن را با خود به رابطه می آورد.

ما قبل از عاشق شدن بارها به معشوق فکر کردیم.

خیال پردازی کردیم.

حرف های عاشقانه اش را شنیدیم.  

کسی که هنوز او را ندیدیم.

ولی منتظرش بودیم…

و اما قصه عشق:

استرنبرگ می گوید هر انسانی  قصه عشق دارد. قصه ای که با آن عاشق می شود. قصه همان انتظار من از عشق است. اتفاقی که قرار است برای من بیفتد. اتفاقی که مرا خوشبخت میکند.

در مقاله های بعدی قصه های عشق را برایتان می نویسم. قصه ها را بخوانید. ببینید کدام یک از آنها به شما نزدیکتر است؟

 قصه یا قصه های عشق شما چیست؟