احساس گناه یا بدهکار بودن از دید روانشناسی

ما بدهکار نیستیم: ما نیاز داریم خوب، دوست داشتنی و مورد تایید دیگران باشیم. این نیاز عمیق اگر به خوبی برآورده نشود،  سال های بعدی زندگی را تبدیل به سال هایی سخت می کند.

کسی که احساس گناه دارد، همیشه به دیگران بدهکار است.

انسانی ضعیف که نیاز دارد همیشه به خود و دیگران ثابت کند خوب است.

کسی که اعتراض نمی کند،

 عصبانی نمی شود،

تحمل زیادی دارد

 و هر کاری می کند تا دیگران دوستش داشته باشند.

انسان بدهکار  یک قانون در ذهن خود دارد و آن این است که در زندگی فردی و اجتماعی تحت هر شرایطی باید  آرام و مطیع باشد.

مثلا اگر کسی به او ظلم کرد بی توجهی کند، چون هرگونه واکنش جدی در تضاد با قانونی است که در ذهنش دارد.

جامعه ی ما انسان ها را با احساس بدهکار بودن پرورش داده، این نگرش مرضی را شرط خوب بودن معرفی کرده است.

رسانه ها به صورت برنامه ریزی شده به مردم احساس گناه می دهند:

 اگر زندگی سختی داری بدان همیشه افرادی هستند که شرایط بسیار سخت تری دارند.

بنابراین اعتراض به معنای ناشکریست و تو بد هستی : احساس گناه و بدهکار بودن.

به نظر می رسد نیاز به توضیح نیست که این نگرش تا چه حد در فرهنگ ما باور شده است.

ما شهید دادیم.

 رسانه های حکومتی سال هاست با استفاده از شهدا و جنازه های آنها به مردم احساس گناه می دهند و هر نوع خشم و مخالفت را با منطق تو بد هستی پاسخ می دهند.

 دلیل این که آنها می توانند تا این حد روی جامعه تاثیر بگذارند این است که در طی چند دهه، با القای احساس بدهکار بودن مردم نسبت به حکومت، توانمندی فکر کردن را از آنها گرفته اند.

در سیستمی که افراد مقدس هستند، هر نوع مخالفت به راحتی سرکوب می شود

و بخش دردناک ماجرا این است که گروه بزرگی از مردم این برتری و تقدس را باور کرده، به خود اجازه ی اعتراض و زیر سوال بردن عملکرد صاحبان قدرت را نمی دهند.

انسان سالم، انسان مستقل، انسانی که توانایی فکر کردن دارد، می داند که به کسی بدهکار نیست.

او حقوق خود را می شناسد و در زندکی فردی و اجتماعی پیوسته آن را طلب می کند.

انسان سالم و مستقل و متفکر می داند که هر جا حقی از او ضایع شد باید اعتراض کند،

هر جا به او توهین شد باید عصبانی شود

و می داند که نیاز نیست هر کسی را از خود راضی نگه دارد.

او می داند وظیفه ی تصمیم گیرندگان و صاحبان قدرت و سرمایه، تنها خدمت رسانی به اوست، نه آموزش اجباری خوب و بد.

او تحت تاثیر جو رسانه ای قرار نمی گیرد، چون تشخیص می دهد شهیدان از مردم هستند، نه از بدنه ی قدرت و این حکومت است که به خاطر جان های از دست رفته باید به مردم پاسخ گو باشد، نه مردم به حکومت!

او می داند بسیاری از مشکلات زندگی قابل حل شدن هستند و می تواند به راه حل های مادی فکر کند.

 حکومت ها که برای سرمایه های سرزمین تصمیم می گیرند، موظف هستند این ثروت را برای تامین رفاه و حل مسائل مادی مردم خرج کنند؛ نه این که با آموزه های معنوی، آنها را به ریاضت کشیدن و دل کندن از دنیا تشویق (اجباری) کنند.

هیچ کس به هیچ کس بدهکار نیست.

احساس ضعف نداشته باشید،

بدانید که صاحب حق هستید،

هر کس که مقام بالاتری نسبت به شما دارد، وظایف بیشتری هم دارد،

حقوق خود را بخواهید و اگر نشنیدند فریاد بزنید!

و نگذارید کسی به شما این احساس را بدهد که بدهکار هستید.

 

 

 

امیدوارم که از مطالعه این مطلب لذت برده باشید

دکتر فائزه خانلرزاده بهترین متخصص روانشناسی نوروسایکولوژی بهترین روانشناس دکتر فائزه خانلرزاده روانشناسی تلفنی مشاوره تلفنی روانشناسی آنلاین روانشناس آنلاین

فائزه خانلرزاده

  • دکترای روانشناسی نوروسایکولوژی
  • عضو سازمان نظام روانشناسی
  • عضو انجمن روانشناسان ایران
  • عضو جامعه پزشکان و روانشناسان های سلامت
  • عضو انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایران
  • روانشناس خانواده و مشاور ازدواج در قائمشهر

فائزه خانلرزاده

  • دکترای روانشناسی نوروسایکولوژی
  • عضو سازمان نظام روانشناسی
  • عضو انجمن روانشناسان ایران
  • عضو جامعه پزشکان و روانشناسان های سلامت
  • عضو انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایران
  • روانشناس خانواده و مشاور ازدواج در قائمشهر