ف.خ

نظریه اریک برن 

 من خوب نیستم: سال های اول زندگی خیلی مهم هستند. روانکاوان میگویند: شخصیت فرد در همین سالها شکل میگیرد. بعد از آن تغییر نمیکند.

خیلی ها این دیدگاه را قبول نکردند. چون انسان را موجودی بی اراده درنظر می گیرد. با این حال بیشتر روانشناسان باور دارند:

سالهای اول زندگی نگاه شخص به خود را تعیین میکنند.

این که من چه هستم؟

آیا دوست داشتنی هستم؟

من ارزشمند هستم؟

و نگاه به دنیا:

آیا دنیا جای خوبیست؟

 می تونم به آن اعتماد کنم؟

 آدم ها خوبند یا بد؟

ذهن کودک خوب ها و بدها را از هم جدا میکند. به خوب ها ستاره میدهد. بدها را ضربدر میزند! قبولش سخت است. ولی خوب و بد در اعماق ذهن ما برای همیشه مانده. مسیر زندگی ما را تعیین میکند:

تصمیم هایی که می گیریم

 ارتباط با دیگران

تلاش برای موفقیت: پول، تحصیلات، زیبایی، اخلاق مداری …

اریک برن روانکاو بزرگ آمریکایی می گوید:

افراد در کودکی یکی از این چهار سناریو را انتخاب می کنند:

من خوب نیستم تو خوب هستی:

سناریوی بدون شادی. این وضعیت عمومی جهانی است. ما با احساس خوب نبودن رشد می کنیم. چون همه ما بارها نادیده گرفته شدیم. تنبیه شدیم. این یک برداشت منطقی در دوره نوزادی است. احساس حقارت. که میتواند باعث کناره گیری از مردم شود. کناره گیری هم این حس را تشدید میکند. چون ما بدون رابطه، توجهی نیز دریافت نمی کنیم. کسی از ما تعریف نمی کند. کسی ما را دوست ندارد.

چرا از توجه زیاد دلزده می شویم؟ 

ما محبت زیاد را دوست نداریم! اگر کسی به ما بیش از حد توجه کند از او زده میشویم. فرار می کنیم. چرا؟ دلیلش همین احساس عمیق خوب نبودن ماست.

 من خوب نیستم. من ارزش دوست داشته شدن ندارم. پر از عیب و نقصم.

پس کسی که خوب باشد مرا دوست ندارد: کسی که این همه مرا دوست دارد خوب نیست. او حتما مشکلی دارد. او از من بدتر است.

 اینها در لایه های زیرین ذهن ما اتفاق میافتد. کاملا ناخوداگاه. چون ما در زندگی دائما این نگرش را سرکوب می کنیم. ما برای مبارزه با آن:

درس می خوانیم.

کار می کنیم.

تا پول داشته باشیم.

لباسهای زیبا می پوشیم.

به چهره خود می رسیم.

 همه تلاشمان را می کنیم تا بگوییم: ببینید من چقدر خوب هستم. مرا تحسین کنید. من مهربان هستم. تحصیل کرده هستم. پولدارم. موفقم. خوشگل هستم. هر کدام از ما به یکی از اینها نیاز داریم. برای پوشاندن احساس حقارت درونی خود. تا خودمان و دیگران ان را نبینیم.