تمرکز بر ستم دیده یا ستم گر ؟

روانشناسی

یک اتاق را تصور کنید که چند نفر در آن روی صندلی نشسته اند. دو نفر وارد شده، یک نفر را کشان کشان داخل اتاق آورده، روی زمین می اندازند و کتک می زنند. آن شخص درد می کشد، فریاد می زند و کمک می خواهد. کسی به او توجهی نمی کند.

شخصی که در این موقعیت مورد ستم واقع شده است، از فضای آن اتاق، افرادی که او را تماشا می کردند و کسانی که با بی رحمی کتکش می زدند بدش می آید.

در این شرایط اگر یک کارشناس، شخص ستم دیده را با افرادی که روی صندلی نشسته اند مقایسه کند و بگوید

  • ببینید چقدر سطح رفتار این فرد پائین است!
  • ببینید دیگران چه متشخصانه روی صندلی هایشان نشستند ولی این شخص روی زمین ولو شده است!
  • بببینید دیگران چقدر آرام و موقر هستند و این فرد چه سر و صدای بدی تولید کرده است!

نظر شما در مورد این نظرات کارشناسانه چیست؟

احتمالا از نظر شما هم احمقانه و خنده دار است. چرا که این افراد در موقعیت های بسیار متفاوتی قرار داشتند و رفتار انسان ها تنها در شرایط مشابه می تواند مقایسه شود.

ولی همین نظرات در جامعه ی ما هر روز تکرار می شود و بخش بزرگی از مردم هم آن را می پذیرند. چون بیشتر افراد در هر جامعه ای توانایی تشخیص مفاهیم اشتباه پنهان شده در پس واژه های زیبا و تمیز و جملات فلسفی را ندارند.

یعنی براحتی می توان با حرف هایی در مورد انسانیت، مهربانی، تشخص و فلسفه ی زندگی، مردم را از واقعیت ها غافل نگه داشت و از آنان خواست با رضایت کامل در برابر هر نوع ستم و بی عدالتی سکوت کنند.

در جامعه ی ما بیش از رفتار ستمگر، بر رفتار افراد ستم دیده تمرکز شده است و انرژی و هزینه ی زیادی صرف توضیح  روش های متعادل و ملایم مقابله در برابر تبعیض، تحقیر، توهین و ستم می شود.

تو با رفتارت شخصیت خودت را نشان می دهی.

اگر تو هم در برابر ستم خشونت به خرج دهی، پس فرق تو با شخص ظالم چیست؟

توصیه هایی اشتباه که ما سال ها آن ها را با واژه هایی درست و جامعه پسند دریافت کردیم.

 این دستورات و قواعد به ما کمک کردند بسیاری از حقارت ها، توهین ها و ستم ها را تحمل کنیم تا از نگاه کارشناسان، بانزاکت و متمدن باقی بمانیم.

 ما یاد گرفتیم خشمگین نشویم، اعتراض نکنیم و مجازات جنایتکاران را نخواهیم، در غیر این صورت ما هم شبیه همان ظالمان و افراد بی مقدار هستیم.

سکوت در برابر ستم تنها یک معنی دارد و آن این است که

 تو می توانی به من بدی کنی، بدون این که برایت هزینه ای داشـته باشد.

تو هرگز بابت رفتارت بازخواست نخواهی شد، چرا که من انسان باشخصیتی هستم و این باشخصیت بودن ما را از حقوق مان محروم کرده است.

هدف معیارهای قلابی “شهروند متمدن” تربیت انسان هایی مطیع بود.

  • شهروندانی که با کسی درگیر نمی شوند،
  •  عصبانی نمی شوند،
  • در برابر ستم اعتراض نمی کنند
  • می شود به هر شکلی با آن ها رفتار کرد.

این که مردم در زمان های اعتراض به ارازل و اوباش تشبیه می شوند، یکی از تلاش های صاحبان قدرت برای القای مفهوم فریبکارانه ی شهروند متمدن است.

مردم باید فکر کنند خشمگین بودن تحت هر شرایطی بد است، در حالی که عصبانی شدن در برابر ستم و اعتراض به آن اجتناب ناپذیر است.

 هرگز نمی توان از انسان ها انتظار داشت تحت هر شرایطی مهربان و ملایم بوده، رفتار کنترل شده ای داشته باشند.  آن ها حق دارند در برابر ستم و ستمگر خشمگین شده، کنترل از دست بدهند، بجنگند و از خود دفاع کنند.

اگر در راه مبارزه با ستم، به افراط، بی فرهنگی یا شبیه ظالم بودن متهم شدید، نترسید. بدانید این ها همان دستورات فریبکارانه ی کارشناسانه ای هستند که قرار است واقعیت ها را در ذهن شما تغییر دهند و باعث شوند با چشم خود نبینید و با عقل خود رفتار نکنید.  

 

امیدوارم که از مطالعه این مطلب لذت برده باشید

دکتر فائزه خانلرزاده بهترین متخصص روانشناسی نوروسایکولوژی بهترین روانشناس دکتر فائزه خانلرزاده روانشناسی تلفنی مشاوره تلفنی روانشناسی آنلاین روانشناس آنلاین

فائزه خانلرزاده

  • دکترای روانشناسی نوروسایکولوژی
  • عضو سازمان نظام روانشناسی
  • عضو انجمن روانشناسان ایران
  • عضو جامعه پزشکان و روانشناسان های سلامت
  • عضو انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایران
  • روانشناس خانواده و مشاور ازدواج در قائمشهر

فائزه خانلرزاده

  • دکترای روانشناسی نوروسایکولوژی
  • عضو سازمان نظام روانشناسی
  • عضو انجمن روانشناسان ایران
  • عضو جامعه پزشکان و روانشناسان های سلامت
  • عضو انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایران
  • روانشناس خانواده و مشاور ازدواج در قائمشهر