ف.خ                                       

             

دوست داشتن دلیل انسان

می خواهم دوست داشته شوم : از زمانی که وارد دنیای روانشناسی شدم، کتاب های زیادی خواندم. در دانشگاه با انواع مشکلات و اختلالات روانی آشنا شدم. سبب شناسی، سیر بیماری و درمان.

  و درمان… داستان اصلی که یک روانشناس باید بلد باشد. باید بداند وقتی کسی به او مراجعه کرد و در باره خودش صحبت کرد، راه حل مشکلش چیست. 

 یک روانشناس باید بداند برای هر اختلال روانی چه درمان هایی وجود دارد و بهترین آن را انتخاب کند. ما در دانشگاه نظریه های مختلف را خواندیم. یاد گرفتیم از دیدگاه های مختلف به یک مساله نگاه کنیم. استادانمان به ما یاد دادند که  برای هر رویداد تفسیرها زیادی وجود دارد.

 ما به عنوان روانشناس یاد گرفتیم دیدمان هم وسیع باشد و هم عمیق. از روزی که برای این رشته وارد دانشگاه شدم، تا امروز افراد زیادی را دیدم. چه در اتاق درمان و چه دنیای واقعی.

 هر دانشجوی روانشناسی در ابتدای کار هر مشکل را با توجه به نظریه ای که تازه خوانده و یاد گرفته تفسیر  می کند و راه حل ارائه می دهد.

 یادم هست گاهی آنقدر در نظریه ها غرق می شدم و به درستی و کارکرد آنها ایمان داشتم که قادر نبودم فرد روبروی خودم را ببینم. نمی توانستم او را بشنوم و درک کنم. سریع در ذهنم به دنبال دلیل مشکلات او در وجودش می گشتم.

تو ناراحت شدی چون این نگرش را داری…

 تو زجر می کشی چون اجازه می دهی دیگران آزارت دهند …

مرا هم دوست بدارید

و حالا که چند سال از آن روزهای اول گذشته، حالا که فرصت کردم بخش های مشترک نظریه های روانشناسی را پیدا کنم.

 حالا که می توانم بدون استرس در اتاق درمان گوش دهم و صحبت کنم،

 بدون این که در ذهنم به دنبال یک راه حل فوری برای مشکلی که می شنوم باشم،

حالا که دست از تفسیر آدم های زندگیم بر اساس رفتار و شناخت برداشتم.

الان فکر می کنم آخر هر مشکلی در انسان ها به “دوست داشته شدن می رسد.

  عمیق ترین نیاز روانشناسی در وجود ما این است که دوست داشته شویم.

 پشت همه رفتارهای بد انسان های خشن و لجباز، یک کودک محتاج نوازش نشسته است. کودکی که گریه می کند. کودکی که شخص را هل می دهد، اذیت می کند، نق می زند و لج می کند. کودکی که فریاد می زند به من نگاه کنید.

به من توجه کنید.

دوستم داشته باشید.

ولی آدم بزرگ نمی تواند این ها را بگوید.

 نمی تواند مستقیم محبت بخواهد.

نمی تواند بگوید بیا نازم کن.

یک ادم بالغ نمی تواند بگوید من به محبت تو احتیاج دارم. چون می ترسد. می ترسد که ضعیف به نظر برسد.

می ترسد از اینی که هست دوست نداشتنی تر شود.

 می ترسد طرد شود،

ازش سواستفاده شود یا مورد تمسخر قرار بگیرد.

چون انسان های بالغ و قوی و مقتدر هم از درون شکننده و ضعیف هستند.

انسان گاهی صبر می کند، ولی هیچ گاه نیازهای عمیقش را فراموش نمی کند. هیچ  کس نمی تواند روزی محبت نخواهد. هر چقدر هم که موفق باشد.

می خواهم دوست داشته شوم دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس

می خواهم دوست داشته شوم دکتر فائزه                  خانلرزاده روانشناس

 روانشناسی مخالفت

او برای این که دیده شود، راه هایی را انتخاب می کند که به خودش آسیب نزند.

 او بداخلاقی می کند، چون خودش را دوست ندارد. چون فکر می کند بی ارزش است و کسی دوستش ندارد.

با همه چیز مخالفت می کند، برای این که می خواهد خودش را ثابت کند. چون هیچ وقت تایید نشده است.

او احساس می کند دوست داشتنی نیست. می خواهد با مخالت کردن دیده شود.

آن کودک کوچک آسیب دیده می گوید این ها همه بد هستند. چون مرا دوست ندارند. من می توانم اذیتشان کنم. وقتی داد می زنم آنها از من می ترسند.

 کسی که همیشه می خواهد موفق باشد، برای این است که دیگران تاییدش کنند، تا ثابت کند ارزشمند و قابل دوست داشتن است.

 روانشناسی شکست

 به خاطر همین است که ما از شکست خوردن عمیقا ناراحت می شویم. به همین خاطر است که خود را می بازیم. چون آن پیروزی و موفقیت قرار بود استخوان بندی وجود ما را محکم کند. استخوان بندی کودکی ضعیف و رنجور در ناخودآگاه ما. موفقیت قرار بود باعث شود که ما بلند شویم و با قامت راست و برافراشته مان دیگران را به تحسین وادار کنیم.

ما کار می کنیم تا پول داشته باشیم.

درس می خوانیم تا معتبر شویم.

 می خواهیم پول داشته باشیم تا لباس های خوب بپوشیم،

 به جاهای خوب برویم.

 دوستان خوب داشته باشیم.

 همه این ها برای این است که دوستمان بدارند و تحسین مان کنند.

 میخواهیم عاشق شویم و عاشقمان شوند.

 دوست داریم دیگران از ما تعریف کنند.

 لذت دوست داشته شدن

 همه ما این لذت را تجربه کردیم. وقت هایی که همسر، خانواده و دوستان دوستمان دارند، چقدر همه چیز برای مان قشنگ تر است، پرانرژی هستیم. از کار کردن لذت می بریم. وقتی از ما تعریف می کنند و خوبی های ما را می گویند، چقدر خوشحال هستیم و راحت با اطرافیان ارتباط برقرار می کنیم. چقدر دیر عصبانی می شویم و آستانه ی تحمل مان بالاست.

می خواهم دوست داشته شوم دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس

    می خواهم دوست داشته شوم دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس

  خوشایندی این حس را نمی توانیم انکار کنیم. فقط … فقط مشکل اینجاست که نمی توانیم این را به دیگران هم منتقل کنیم. به کسی که دارد بد می شود. کسی که بدرفتاری می کند.

چون این کار اثر عکس دارد. او بدتر می شود. تشویق می شود همیشه با ما بدرفتاری کند. از محبت ما سواستفاده می کند.

 می شود از من تعریف کنی؟

ما برای اصلاح آدم ها این روش ها را قبول نداریم. ما نصیحت و انتقاد را خوب بلد هستیم. می گوییم باید با او صحبت کنم. اگر با کسی حرف بزنیم می توانیم نظرش را تغییر دهیم. می توانیم او را عوض کنیم.

ولی حقیقت این است:

 کسی که از لحاظ روانشناسی نیازش به محبت و توجه به اندازه کافی برآورده نشده، هیچ منطقی ندارد.

برای شروع، قدم اول از او تعریف کنید. خوبی هایش رابگویید و بروید!

 نگویید تو خوبی ولی …

بدون هیچ توقعی از او تعریف کند. هر تعریف کوچک دو سه روز حال ما را خوب می کند. باعث می شود احساس خوبی به خود، اطرافیان و زندگی مان داشته باشیم.

لازم نیست وقتی عصبانی هستید این کار ار انجام دهید.

فقط می خواهم در درون آن آدم بداخلافق و بدقلق،آن کودک رنجور محتاج نوازش را ببینید.

 و بدانید این محبت ندیدن است که آدم ها را بد و بی رحم می کند.

         

دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس

پیشنهاد می کنم مقالات زیر را مطالعه بفرمایید:

روانشناسی مادرشوهر!

چرا غیرت یک ویژگی مردانه است؟

تفاوت مرد و زن در تولد فرزند

آدم دوست ندارد تمام شود

دیگر هرگز این حرف ها را نزنید!

روانشناسی آدم های یخ

می شود زندگیم عوض شود؟

روانشناسی بی منطق ها

روانشناسی هیچ کمکی نمی تواند بکند!

 احترام به دیگران یعنی چه؟!

چیزهایی که نباید یاد می گرفتیم 2

چیزهایی که نباید یاد می گرفتیم

روانشناسی سوختن و ساختن

تعریف صداقت از دیدگاه روانشناسی

درباره رابطه جنسی

روانشناسی عشق و بی توجهی

 معمای دوست داشتن

 روانشناسی آداب معاشرت

 نگاهی روانشناسانه به فرهنگ ارباب و رعیتی: تعارف

علم بهتر است یا ثروت

انسان دروغگو خوب یا بد؟!

چرا اینقدر ساده هستم؟

منت به سرم بذار!

روانشناسی شکست عشقی

روانشناسی عشق در مغز زنانه و مردانه

پدرخوب…مادرخوب… کودک؟؟

پرورش کودک قدم اول

پرورش کودک قدم دوم: تنبیه!

پرورش کودک قدم سوم: تشویق!

پرورش کودک قدم چهارم: والدین مقتدر و مهربان

مثلث کارپمن

قصه عشق

قصه عشق فانتزی

 قصه جنگ

آیا چیزهایی که می دانم درست هستند؟

چرا عاقل نیستیم؟

عشق و وسواس 1

اختلال شخصیت نمایشی

اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

 مکانیزم عشق د رمغز

عشق از دیدگاه عصب روانشناسی

تحلیل روانشناسی قصه سیندرلا