ف.خ

روانکاوی به زبان ساده

نظریه تحلیل تبادلی اریک برن: هر شخص سالمی تصویری یکپارچه از خودش دارد. ما می توانیم خود را با چند صفت تعریف کنیم. مثلا:

من آدم آرام، صبور و سختکوشی هستم.

 یا من خوشگذران، اجتماعی و پرانرژی هستم.

ما اطرافیان خود را هم به این شکل توصیف می کنیم:

 دوستم بسیار محتاط، مودب و باهوش است.

 به نظر میرسد هر کدام از ما ترکیبی از صفات متناسب با هم را داریم. با اینحال برای هر کسی این اتفاق افتاده:

 قرار گرفتن در دوراهی

روبرو شدن با تضادهای درون

وقتی بخشهای مختلف وجود هم نظر نیستند.

خوسته هایشان متفاوت میشود.

 یک بعد وجود چیزی میگوید.

 و بعد دیگر چیز دیگر.

اینجاست که شخص دچار تردید میشود. یا در سطح عمیق تر دچار تناقض های جدی.

 جایی که می فهمیم درون ما همیشه آرام و یکدست نیست. و رسیدن به توافق برای انسان انرژی زیادی میبرد.

نظریه تحلیل تبادلی اریک برن دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس

    نظریه تحلیل تبادلی اریک برن دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس

 سه نفر در یک نفر!

 روانکاوان از یک قرن پیش شروع به کاویدن روان انسان کردند. آنها می خواستند بخش های درونی و متضاد درون انسان را کشف کنند.

یکی از اولین روانکاوانی که ابعاد روان انسان را به زبان ساده بیان کرد، اریک برن بود. او بخاطر زبان ساده مورد انتقاد شدید فروید قرار گرفت. ولی اصطلاحات او به زندگی مردم عامه راه یافته. برخلاف مفاهیم روانکاوی خیلی ها با آنها آشنا هستند.

نظریه تحلیل تبادلی اریک برن دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس

 نظریه تحلیل تبادلی اریک برن دکتر فائزه خانلرزاده                            روانشناس

کودک، بالغ، والد

اریک برن می گوید: درون هر شخص از سه بخش تشکیل شده:

کودک: بخش بازیگوش و لجباز شخصیت. احساس شادی و غم، لذت، بخش کنجکاو و خلاق انسان.

 کودک می تواند طبیعی باشد: رها از ترس، شاد و خودانگیخته…

یا سازش یافته: مطیع دستورات والد

یا پروفسور کوچولو: کنجکاو و خلاق

والد: شامل ارزشها، باید و نبایدها، دلسوزی، اجبار و انتقاد. چیزهایی که والدین و جامعه به ما آموزش دادند.  

والد می تواند مهرورز باشد: جدی، صمیمی، محترم و دلسوز

 یا ددمنش: ترسناک، دیکتاتور، غول و جادوگر!

بالغ: بخش عاقل شخصیت. منطق. بخشی که از دوره نوجوانی فعال میشود. به کار بردن عقل و منطق بدون احساس. ارزیابی ارزشها و باورها.

 ما به همه این بخشها احتیاج داریم. هر کدام ما در زمان مناسب. مثلا هنگام تفریح کودک درونمان باید فعال شود. تا در لحظه حال زندگی کنیم. 

برای تصمیم گیری های مهمی مثل انتخاب رشته و شغل و ازدواج:  نیاز به بالغ قوی داریم.

 زمانی که باید از کسی مراقبت کنیم والد مهرورز درونمان فعال میشود.

 این سه بخش چطور با هم ارتباط دارند؟

آیا همه انسانها این سه بخش را در وجودشان دارند؟

 آیا همیشه این ابعاد به موقع فعال میشوند؟

 

دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس

برای پاسخ به این سوالها لینک زیر را مطالعه کنید:

چرا عاقل نیستیم؟!

پیشنهاد می کنم مقالات زیر را نیز مطالعه بفرمایید:

چرا روانی  می شویم؟!

قصه عشق

آیا چیزهایی که می دانم درست هستند؟

اختلال شخصیت نمایشی

 مکانیزم عشق د رمغز

تحلیل روانشناسی قصه سیندرلا