بازنگری ویژگی های نیکو و جامعه پسند از دید روانشناسی

آنچه که زیر سوال است اصرار بر همیشه خوب بودن است.

هر چه از نیمکره غربی به سمت مشرق زمین می رویم “خود بی ارزش” پسندیده تر می شود. مردم مشرق زمین از قرن ها پیش یاد گرفتند که به دیگران بیشتر از خودشان اهمیت دهند. از خودشان تعریف نکنند و خوبی های خود را انکار کنند.

آنها باید فروتن و مودب بوده، رفتاری احترام آمیز داشته باشند.

نیاز نیست اثبات کنیم چیزی بد است تا با آن مخالفت کنیم. همین قوانین و دستوراتی که انسان ها را مجبور می کنند همیشه متواضع و مودب باشند و به بزرگترها احترام بگذارند, به اندازه ی کافی غلط و غیرعلمی هستند.

 هنگامی که موفقیت، غرور و خرسندی صادقانه ی افراد تحمل نمی شود، فروتن بودن به یک وظیفه و رفتار اجباری از سوی جامعه تبدیل می شود

 رفتار فروتنانه یادآوری این نکته به خود و اطرافیان است که من بزرگ و با ارزش هستم.

 ادب همیشگی نشانه ی کمبود اعتماد به نفس و ادب اجباری علامت زیستن در جامعه ای با فرهنگ ارباب و رعیتی است.

 انتقاد از کارفرما, بزرگتر, استاد و … صرف نظر از نحوه ی بیان آن در این سرزمین, امری غیر قابل قبول و حتی غیرممکن است. چون می تواند برای فرد هزینه هایی داشته باشد.

 این اجازه ی انتقاد نداشتن جز در سیستم ارباب و رعیتی نمی تواند به عنوان رفتاری مودبانه و قابل تحسین پذیرفته شود.

 برای احترام گذاشتن بایدی وجود ندارد.

 احترام جز نیازهای سطح بالاتر انسان است. برای اینکه بتوانیم به دیگری احترام بگذاریم لازم است که نیازهای فیزیولوژی, امنیت و محبت در ما به اندازه ی کافی ارضا شده باشند.

 انسانی که تحقیر می شود نمی تواند احترام بگذارد

 و هنگامی که شخص مقابل رفتار محترمانه ای ندارد, نمی شود به او احترام گذاشت.

 احترام یک رفتار انتخابی است که با اراده ی فرد در شرایط مناسب انجام می شود. این که باید به بزرگترها احترام گذاشت تنها در بافت ارباب و رعیتی قابل قبول است و نه سیستمی سالم.

در یک سیستم سالم هیچ کس به هیچ کس مدیون نیست

و همه ی افراد می دانند از بودن در کنار یکدیگر سود می برند. والدین و فرزندان, مدیر و کارمند, همسران, استاد و شاگرد و …

 در جامعه ای که منطق (ایگو) در آن تصمیم گیرنده نیست و تنها باید و نبایدهای سخت سوپرایگو بر آن حکمرانی می کند,

فرهنگی که در آن واژه ای برای شخصی که اعتماد به نفس دارد و می تواند ابراز وجود کند, وجود ندارد

 تا در گفتگوهای روزانه برای توصیف افراد استفاده شود

و مردم هنوز مجبورند آدم ها را به خوب و بد تقسیم کنند

(در زبان انگلیسی چند واژه برای توصیف این افراد وجود دارد),
ما همچنان مجبور هستیم برای “خوب” بودن, متواضع و مودب باشیم و “در هر شرایطی” به بزرگترها احترام بگذاریم.

 آنچه که زیر سوال است اصرار بر همیشه خوب بودن است, نه خوب بودنی که شخص در آن حق انتخاب دارد.

امیدوارم که از مطالعه این مطلب لذت برده باشید

دکتر فائزه خانلرزاده بهترین متخصص روانشناسی نوروسایکولوژی بهترین روانشناس دکتر فائزه خانلرزاده روانشناسی تلفنی مشاوره تلفنی روانشناسی آنلاین روانشناس آنلاین

فائزه خانلرزاده

  • دکترای روانشناسی نوروسایکولوژی
  • عضو سازمان نظام روانشناسی
  • عضو انجمن روانشناسان ایران
  • عضو جامعه پزشکان و روانشناسان های سلامت
  • عضو انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایران
  • روانشناس خانواده و مشاور ازدواج در قائمشهر

فائزه خانلرزاده

  • دکترای روانشناسی نوروسایکولوژی
  • عضو سازمان نظام روانشناسی
  • عضو انجمن روانشناسان ایران
  • عضو جامعه پزشکان و روانشناسان های سلامت
  • عضو انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایران
  • روانشناس خانواده و مشاور ازدواج در قائمشهر