ف.خ    

حد و حدود قانون با توجه به نیازهای روانشناسی

انسان در حالت آزادی مطلق هر کاری ممکن است انجام دهد.

قوانین برای این نوشته می شوند که افراد اجازه ی انجام هر کاری را نداشته باشند.

حد و حدود این کنترل کجاست؟

قانون چقدر می تواند به وظیفه اش عمل کند و تا کجا می تواند ما را محدود کند؟

وظیفه ی قانون برقراری آسایش است، نه آرامش!

قانون می تواند در مورد آسیب های فوری که با چشم دیده می شوند محدودیت تعیین کند.

برای نمونه کارهایی مانند کتک زدن، دزدی کردن و تجاوز جرم هستند و انجام آنها مجازات در پی دارد.

این در همه جای دنیا پذیرفته شده است.

قانون چه جاهایی نمی تواند دخالت کند؟

قانون در مسائل شخصی ما نمی تواند دخالت کند.

نمی تواند از ما بخواهد با کیفیت بالا زندگی کنیم.

سیگار نکشیم، فست فود نخوریم و زندگی جنسی عالی داشته باشیم.

چون امکان زندگی با کیفیت بالا برای همه ی انسان ها وجود ندارد،

از طرفی همه ی مردم خواسته های مشابهی ندارند.

نگرش، باور و عقاید مختلف، سبک های زندگی متفاوتی را ایجاد می کند و قانون باید این تفاوت ها را به رسمیت بشناسد.

قانون نمی تواند در مورد احساسات ما حکم صادر کند.

همان خردی که دروغ و حسادت را جرم نمی داند، در مورد سایر بدی های غیرقابل اجتناب بشر هم همینطور باید عمل کند.

برای نمونه بخشی از افراد هر جامعه ای اصرار به داشتن روابط آزاد و عدم پایبندی دارند و قانون مبتنی بر عقل و خرد این مساله را می پذیرد.

قانون نمی تواند به طور مستقیم در مورد رفتارهایی مثل خیانت مجازات تعیین کند. چون این مسائل در شرایط پیچیده ای اتفاق می افتند و نمی شود نگاه سطحی و غیرعلمی به آن داشت. در واقع خیانت پیش از آنکه آسیب زننده باشد، خودش نتیجه ی آسیب است.

اگر در جامعه ای چنین روالی در پیش گرفته شود، بخش بزرگی از مردم توسط سیستم پذیرش نخواهند شد.

چون از نظر قانون مجرم بوده، احساس گناه، اضطراب و نفرت پیدا خوهند کرد. همین اضطراب و طرد شدن، فاصله ی آن ها را از مجریان قانون بیشتر کرده، پیامدهای به مراتب بدتری خواهد داشت.

یکی از این پیامدها این است که این طرد شدن باعث بدبینی نسبت به کل سیستم شده، تعهد مردم را به قوانین کارآمد نیز کم می کند.

خرد نمی پذیرد که ما به بهانه ی خیرخواهی و اهمیت دادن به تک تک افراد، آنها را وادار کنیم به بهترین شکل زندگی کنند،

از سوی دیگر در صورت تخطی از این “بایدها” آنها را مجازات کنیم. چون با فشار و تهدید نمی توان زندگی مردم را بهتر کرد و این تناقض بزرگی است.

قانون باید نیازهای طبیعی انسان مانند آزادی، رفاه مالی و امنیت را فراهم کند.

یادآوری: امنیت به معنی درگیر جنگ نبودن نیست، به معنی شرایط ثابت و قابل پیش بینی است. در مسائل مربوط به حکومت امنیت با “آسایش مالی” تعریف می شود.

“تنها راه تغییر انسان ها پذیرش است، پذیرشی که به قصد تغییر آنها نباشد”.

پیشنهاد می کنم مقالات زیر را مطالعه بفرمایید:

از امروز می گوییم دنیای جدید

چرا اخلاق خوب نیست؟!

ما نمی توانیم اخلاق مدار باشیم

ایرانی ها باهوش نیستند

چه کسانی عقل ندارند؟

اثر تبلیغات رسانه ای بر مغز

قصه ی حکومت های مهربان

ما مردم اسکناس هستیم

با کودک خجالتی چه کنیم؟

ما به تحریک نیاز داریم

ارزش دانشگاه چطور کم شد

تعصب ما را عصبانی می کند

نگاه جنسیتی چگونه است؟

قصه ی عشق وطن چیست؟

ازدواج در محضر اتفاق نمی افتد

واقعیت چطور تحریف می شود؟

سطوح تفکر و فراشناخت

آیا ما امنیت داریم؟

تفاوت مردان و زنان در پذیرش رنج

اثر والد بر سیاره ی زمین

چرا خانم ها غیبت می کنند؟

چگونه فکر می کنیم؟

درباره ی عقده ی مردانگی

قدرت جنسی مرد

کاش دنیا به سرباز نیاز نداشت!

کولبر بودن یک انتخاب نیست!

خود واقعی دوست داشتنی نیست!

خود واقعی ام را دوست نداشته باش!

تماشای ماهواره اشکالی ندارد

تجاوز یک انحراف جنسی است!

چرا مرگ را باور می کنیم؟

گناه و سرطان 

مسئول بی اختیار

سورپرایز وزیر جوان

آیا زیبایی تکراری می شود؟ 3

آیا زیبایی تکراری می شود؟ 2

آیا زیبایی تکراری می شود؟ 1

درباره ی دزد

روانشناسی دیدگاه های مختلف

جلوی بچه هایتان با هم دعواکنید!

اضطراب اول شدن

روانشناسی طلاق

روانشناسی خدا

قصه ی سطل زباله

روانشناسی اجتماعی و قوانین

چیزی به نام فرهنگ سازی وجود ندارد!

چرا به گرانی بنزین اعتراض کردیم؟

خیانت

 من لجباز، لوس و بامزه هستم!

نیاز به عشق و نوازش

بیایید اعتیاد را ریشه ای حل نکنیم!

در لحظه زندگی نمی کنم

قوانین غیر اخلاقی

چندهمسری

توجیه اخلاقی 2

توجیه اخلاقی 1

پیام های اخلاقی بی اثر

اخلاق و جهان بد

عشق با چون و چرا

انواع خودکشی

تواضع نداشته باش!

درباره ی خودکشی

تجمل گرایی در جهان سوم

آدم های خسیس

دخترهایی که زیبا نبودند

چرا عقده داریم؟

روانشناسی سرنوشت مشترک

پورن و ظاهر بدنی

پورن و نیازهای مرد و زن

روانشناسی میل جنسی

جنگ خانواده و همسر

 زبان و روان

 همسر پایه می خواهم

 آدمهای همه چی تمامی که نباید با هم ازدواج کنند

باهوش ها باهوش نیستند!

 جذابیت ظاهری اینطور از بین می رود!

من حسادت می کنم

می خواهم دوست داشته شوم

روانشناسی مادرشوهر!

چرا غیرت یک ویژگی مردانه است؟

تفاوت مرد و زن در تولد فرزند

آدم دوست ندارد تمام شود

دیگر هرگز این حرف ها را نزنید!

روانشناسی آدم های یخ

می شود زندگیم عوض شود؟

روانشناسی بی منطق ها

روانشناسی هیچ کمکی نمی تواند بکند!

 احترام به دیگران یعنی چه؟!

چیزهایی که نباید یاد می گرفتیم 2

چیزهایی که نباید یاد می گرفتیم

روانشناسی سوختن و ساختن

تعریف صداقت از دیدگاه روانشناسی

درباره رابطه جنسی

روانشناسی عشق و بی توجهی

 معمای دوست داشتن

 روانشناسی آداب معاشرت

 نگاهی روانشناسانه به فرهنگ ارباب و رعیتی: تعارف

علم بهتر است یا ثروت

انسان دروغگو خوب یا بد؟!

چرا اینقدر ساده هستم؟

منت به سرم بذار!

روانشناسی شکست عشقی

روانشناسی عشق در مغز زنانه و مردانه

پدرخوب…مادرخوب… کودک؟؟

پرورش کودک قدم اول

پرورش کودک قدم دوم: تنبیه!

پرورش کودک قدم سوم: تشویق!

پرورش کودک قدم چهارم: والدین مقتدر و مهربان

مثلث کارپمن

قصه عشق

قصه عشق فانتزی

 قصه جنگ

آیا چیزهایی که می دانم درست هستند؟

چرا عاقل نیستیم؟

عشق و وسواس 1

اختلال شخصیت نمایشی

اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

 مکانیزم عشق د رمغز

عشق از دیدگاه عصب روانشناسی

تحلیل روانشناسی قصه سیندرلا