ریشه های غیرت و ناموس پرستی

روانشناسی اجتماعی

وقتی در مورد غیرت و ناموس نوشتم، انتظارش را داشتم که با مخالفت های شدید مواجه شوم.  خیلی از افراد سعی داشتند با منطق ثابت کنند که غیرت در اصل خوب است و من معنای آن را تحریف کرده ام.  

 خشم آشکار در حرف ها و نظرات به روشنی نشان می دهد که غیرت برای جامعه ی ایرانی مساله ای دراماتیک و هیجانی است؛ نه فقط یک ویژگی خوب انسانی.

تفاوت واکنش های مخاطبان در برابر زیر سوال رفتن مفهومی مانند “ادب” و غیرت نشان می دهد که زیر سوال رفتن هر چیز خوبی ما را عصبانی نمی کند.  ادب که یک ویژگی کاملا مثبت است و تقریبا کسی در دنیا به بی ادبی افتخار نمی کند.

از طرفی بیشتر مخالفان مقاله ی من قبول داشتند که غیرت مفاهیم مختلفی در دل خود دارد که فقط باید با بخش منفی آن مقابله کرد، نه بخش مثبت. یعنی غیرت از ادب خوبتر نیست، ولی برای جامعه ی ایرانی باارزش تر است، چرا؟

چون تصور افراد عصبانی این بود که من در حال ترویج بی بندوباری هستم. اگر در همان مطالب فقط واژه ی تعصب را با غیرت جایگزین می کردم، اطمینان دارم همین افراد مخالفتی نداشتند.

بی بندوبار نبودن وجه تمایز (خیالی) ایران و غرب است.

چیزی که جامعه ی سنتی ایران دهه هاست به آن افتخار می کند

(و آمار و ارقام دنیای واقعی آن را تایید نمی کند).

در اینجا هیجانات درگیر هستند و این عصبانیت ها حالا حالاها وجود دارد و با گفتگو از بین نمی رود. 

چون هیچ کس نباید ثابت کند که ما از غربی ها خوب تر نیستیم.

ولی اگر ادب خوب نباشد، ما و غربی ها همزمان زیر سوال می رویم و ارزش ها و اصول ما تهدید نمی شوند:

” این که ما خوب هستیم و آنها بد هستند “. 

چرا اصرار داشتم ” غیرت ” را زیر سوال ببرم و نه تعصب را؟

چون هیچ کس خودش نمی داند که متعصب است.

در آن صورت هر کسی که مطلب را می خواند فکر می کرد در مورد یک مشکل فرهنگی در آن صحبت شده و مربوط به خودش نیست. ولی وقتی می گوییم ناموس پرستی و غیرت، خواننده می داند که یک ویژگی باارزش و مردانه در وجود خودش یا مردهای اطرافش زیر سوال رفته، به خاطر همین هم عصبانی می شود.

 هدف من در گام اول همین عصبانی کردن و تلنگر زدن به شماست!

توجه کنید:

  • کسی که به همسرش اجازه شاغل بودن نمی دهد نمی گوید من متعصب هستم، می گوید غیرت دارم.
  • برادری که خواهرش را در خیابان کتک می زند نمی گوید من تعصب دارم، او فقط غیرتی شده است.
  • کسی که به مادر بیوه اش اجازه ی ازدواج نمی دهد نمی گوید من تعصب دارم، می گوید او ناموس من است.
  •  کسی که دخترش را می کشد نمی گوید من متعصب هستم، می گوید غیرتم اجازه نمی دهد دست کسی به ناموس من برسد (سالانه 400 زن در خاورمیانه به همین دلیل کشته می شوند، یعنی روزی بیش از یک نفر).

می دانم بیشتر  شما مردان ایرانی در آن حد خشن رفتار نمی کنید که مشکلی جدی در رابطه هایتان پیش بیاید و مجبور به پاسخ گویی شوید،

ولی لازم است بدانید که ناخودآگاه برای خیلی از باورهای همان افراد خشن و سنتی و متعصب احترام قائل هستید.

شما  فکر می کنید که مرد و زن را به یک اندازه انسان و دارای قدرت تصمیم گیری می دانید و متوجه تضاد این دیدگاه با باورهای غیرت و ناموس پرستی، ریشه ها و پیامدهای آن نیستید.

اصرار دارم از کلمه ی تعصب استفاده نکنم، چون مخاطبم خود شما هستید، همین مردم معمولی کوچه و خیابان، نه آدم های صفحه خبر روزنامه ها و من هم مثل شما هستم، نه دیوی بدسیرت و نه جاسوسی از غرب!

ناموس پرستی در حقیقت چیست؟

کسی که تجاوز می کند دنبال راهی است که به خود حق بدهد. مثلا می گوید او بی خانواده است، لباسش جلف است و مردی ندارد که مراقبش باشد. او هرزه است.

توجیه اخلاقی تجاوز 1

توجیه اخلاقی تجاوز 2

 مردی که غیرت دارد می خواهد از زن محافظت کند، چون زن ناموس اوست. می گوید باید حواسم به تو باشد، کنارت باشم تا کسی به خود اجازه ی تعرض و تجاوز ندهد.

در جامعه ای زندگی می کنیم که زن های بیوه و مطلقه نسبت به همجنسان خود در آن سوی آب ها شرایط سخت تری دارند و در نگاه خیلی از افراد طعمه های جنسی دردسترس هستند.  

با این حال زنان بیوه نسبت به مطلقه وضعیت بهتری دارند. چون این تصور وجود دارد که  همچنان روح همسر وجود دارد و در کنار اوست،

یعنی آن زن ناموس روح یک مرد است.

 ولی زن مطلقه رها شده و تعهدی به همسر سابقش ندارد. این زنان بیشتر در معرض پیشنهادهای عذاب آور جنسی قرار می گیرند، چون ناموس کسی نیستند.

 این آشکارا ثابت می کند در چنین جامعه ای مردان خوب و مردان بد برای زندگی جنسی زن تصمیم می گیرند،

نه خود او

و حتی احساس مردی که فوت شده، قابل احترام تر از نظر زن است.

زن تنها امنیت ندارد و مرد باید مراقب او باشد“.

این همان چیزی است که مرد متجاوز و باغیرت هر دو در آن اتفاق نظر دارند.

تنها کسی که در این جامعه می تواند به زن امنیت بدهد مرد است. آن هم فقط مردی که با او نسبت نزدیک دارد، چون همان مردی که محافظ همسر و مادر خود است، می تواند برای یک زن غریبه مردی متجاوز باشد.

نگرش ” مرد ناموس پرست حافظ امنیت زن است” این مشکل بزرگ را دارد.

در واقع هیچ امنیتی وجود ندارد.  زن مجبور است با کناره گیری از اجتماع و دور شدن از مردان ثابت کند که پاک و وفادار است. کسی نمی تواند انکار کند که گروه زیادی از مردان باغیرت به همسرشان اجازه ی کار کردن نمی دهند،

حتی اگر مشکل مالی داشته باشند

و این به عنوان یک رفتار پسندیده و مردانه در جامعه شناخته شده است.

با دانستن این واقعیت ها چطور می شود ادعا کرد که این دیدگاه زن شاغل را انسانی سالم می داند، وقتی اصرار دارد زن خوب برای پاک ماندن در خانه می ماند؟

چطور می توان گفت این دیدگاه برای زن شعور و اخلاق در نظر می گیرد، وقتی پاک ماندن او را وابسته به وجود مرد در کنارش می داند؟

چه تفاوتی بین نگاه یک مرد ناموس پرست و مرد متجاوز وجود دارد؟

 اگر دوربین را کمی بالاتر ببرید و اسیر نقش مرد غیرتی که با رگ بادکرده ی گردن برای زن دلبری می کند نشوید، می بینید که از اساس تفاوتی وجود ندارد و هر دوی آنها به اصول مشابهی باور دارند:

  • به زن تنها به راحتی می شود تعرض کرد.
  • زن ضعیف و فاقد قدرت تشخیص است.
  • زن نمی تواند به درخواست های جنسی نه بگوید، مگر اینکه مردی مراقبش باشد.
  • تجاوز به زن بی خانواده، هرزه و فاحشه اشکالی ندارد.

ناموس پرستی همان چیزی است زنان با صاحب و بی صاحب را از هم جدا می کند و تجاوز به گروه دوم را چندان ناراحت کننده نمی داند. 

از آنجا که فقط قلمرو شخص ناموس پرست باید محافظت شود، نمی توان ارزشی برای این دیگاه قائل شد،

حتی اگر این قلمرو به بزرگی یک کشور باشد.

چرا که ما موظف هستیم قبول کنیم که امنیت و احترام حق همه ی انسان های دنیا است و این قانون است که باید حقوق افراد را به رسمیت بشناسد.

بخشی مهم از هویت در اجتماع شکل می گیرد و نمی توان افراد را وادار  کرد که از هویت مالی، حرفه ای و تحصیلی به هر دلیلی چشم پوشی کنند.

به طور طبیعی پس از تشکیل هویت اجتماعی شخص می تواند برای زندگی عاطفی و جنسی خود تصمیم بلندمدت بگیرد. بنابراین هیچ انسانی حق ندارد دیگری را مجبور کند زندگی اش را به صورت ناقص تجربه کند.

همان کاری که مردان سنتی و متعصب انجام می دهند.

به زنان اجازه رشد نمی دهند تا همیشه به آنها نیازمند باشند. 

هر انسانی حق دارد برای دستیابی به امنیت مالی و احساس ارزشمندی شغل و درآمد داشته باشد. درس بخواند و برای زندگی خود تصمیم بگیرد.

باید قبول کنیم وقتی به ناموس و غیرت افتخار می کنیم، ارزشی برای شعور، استقلال و هویت زن قائل نیستیم و مرد را صاحب حق تصمیم گیری برای او می دانیم.

و در آخر باید بدانیم که تنها راه ایجاد امنیت قانون است. قانونی که متجاوز را تحت هر شرایطی مجرم بداند و قربانی را بر اساس وجود مرد در زندگیش تقسیم بندی نکند.

قانونی که بر اساس آن زن باخانواده و بی خانواده به یک اندازه حق داشته باشند مورد تعرض واقع نشوند. 

 

 

دکتر فائزه خانلرزاده بهترین روانشناس نوروسایکولوژیست بهترین روانشناس دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس تلفنی مشاوره تلفنی روانشناس آنلاین روانشناس آنلاین

فائزه خانلرزاده

  • دکترای روانشناسی نوروسایکولوژی
  • عضو سازمان نظام روانشناسی
  • عضو انجمن روانشناسان ایران
  • عضو جامعه پزشکان و روانشناسان های سلامت
  • عضو انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایران
  • روانشناس خانواده و مشاور ازدواج در قائمشهر

فائزه خانلرزاده

  • دکترای روانشناسی نوروسایکولوژی
  • عضو سازمان نظام روانشناسی
  • عضو انجمن روانشناسان ایران
  • عضو جامعه پزشکان و روانشناسان های سلامت
  • عضو انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایران
  • روانشناس خانواده و مشاور ازدواج در قائمشهر