ف.خ

            روانشناسی کودک:

                پدرخوبمادر خوب…   کودک؟؟ کودک از زمانیکه به دنیا می آید با دنیای اطرافش ارتباط برقرار می کند. او پدر و مادرش را میشناسد . آنها را ازدیگران تشخیص می دهد و در اغوش آنها آرام می گیرد.

همین توجه و نیازی که کودک در ماههای اول به اطرافیان نزدیکش نشان میدهد، آنها را بیش از پیش به او دلبسته می کند. و وادارشان می کند از او مراقبت کنند.

اوایل زندگی همه چیز ساده  است!

 شادی

غم

ترس

نمونه هایی از احساسات ساده هستند که از بدو تولد حس می شوند. 

هر چه ماههای بیشتری میگذرد، کودک احساسات پیچیده تری را تجربه میکند. به این ترتیب

 رفتارها

ارتباطات

واکنش ها

و نیازهای او

هم متنوع تر می شود.

از حدود یک و نیم سالگی کودک شروع به مخالفت می کند. و در سه سالگی به اوج خود می رسد.

 مخالفت، لجبازی، پرخاشگری

رفتارهای غیرقابل اجتناب دوره کودکی هستند.

کودکی که تا دیروز مظهر پاکی، نیاز وعشق بود، تبدیل به موجود کوچکی می شود که خیلی هم ما را قبول ندارد. این بخشی طبیعی از رشد است. خیلی ها این را می دانند.

روانشناسی کودک دکتر فائزه خانلرزاده

روانشناسی کودک دکتر فائزه خانلرزاده

ولی همین اتفاق کوچک می تواند والدین را دستپاچه کند. اتفاقی که گاهی خیلی هم کوچک نیست. چون  احساس می شود یک چیزی در این میان دارد از دست می رود.  

حالا با این موجود کوچک چه کنم؟

پافشاری او بر خواسته های بی منطقش شما را عصبانی می کند. بله، کاملا طبیعی است!

 او دارد سعی می کند بگوید من هستم. اگر دقت کنید اولین بار حدود سه سالگی از “من” استفاده می کند. او دارد خودش را می شناسد.

چیزی از قوانین جامعه نمی داند. حتی کلمه قانون را احتمالا نشنیده. او فقط می داند شما از او چه می خواهید. و به شدت دلش می خواهد با شما مبارزه کند.

خیلی از لجبازی های کودکان از نظر اطرافیان بامزه و خنده دار است. ولی برای پدر و مادر…

 نه اصلا! به هیچ وجه! به شدت هم نارحت کننده و گاهی خجالت آور است.

چون ما خودمان را مسئول رفتارهای کودکمان می دانیم.

نقد، مسئولیت، اضطراب

اگر کودک لباس نامناسب بپوشد

حرف های زشت بزند

بد غذا بخورد

دیگران را اذیت کند

 و…

 همه اینها یعنی ما کودک خود را خوب تربیت نکردیم.

ما پدر و مادر خوبی نیستیم

 ما نتوانستیم

چون ما همیشه یک عده ناظر خیالی داریم که دائما ما رو  نقد می کنند: مردم، جامعه، فامیل، فامیل همسر

تجربه سالها مشاوره به من نشان داده: خانواده همسر یکی از بزرگترین استرس های مادران است.

مادر به صورت واقعی یا خیالی به خاطر رفتارهای طبیعی کودک زیر تیغ انتقاد است.  بیشتر مشاوره های کودک در واقع مشاوره کودک نیستند. بلکه مسائل فردی و سیستمی باید در آنها بررسی شود.

درباره مشکلات رایج والدین با کودکان حتما می نویسم. در عین حال مثل همیشه بر مسائل زناشویی و رابطه با سیستم خانواده تاکید می کنم. چون بررسی رابطه والد و کودک به صورت جداگانه اشتباه است.