فلسفه ی حجاب اجباری حسادت است

روانشناسی

تقریبا همیشه در طول تاریخ خوب و بد وجود داشت. دستورهایی که اگر مردم به آنها عمل می کردند، از زندگی بهتری بهره مند می شدند.

یکی از این دستورات حجاب است.

 لباس خاصی برای زن تا او را از دید مردان دیگر دور نگه دارد. فلسفه ی حجاب این است که فقط مردان خانواده و همسر  بتوانند یک زن زیبا را ببینند. چون برای سایر مردان این زیبایی تحریک کننده است.

این که حجاب چقدر می تواند جلوی تحریک را بگیرد و نگاه جنسیتی به زن را از بین ببرد، موضوع این نوشتار نیست. می خواهم در مورد آنچه که در عمل اتفاق افتاده صحبت کنم، بدون توجه به عقاید مختلف و درست و غلط بودن آن ها.

بسیاری از افراد حجاب و پوشش کامل را دوست ندارند و در برابر آن مقاومت می کنند.

بسیاری از زنان نیز که از خانواده های مذهبی و خود معتقد به حجاب هستند، به اشکال دیگری برای زیبا ماندن تلاش می کنند. مثلا آرایش غلیظ می کنند، از روسری و چادرهای گران قیمت و تزئین شده استفاده می کنند. آنها هم مانند خیلی از افراد جراحی های زیبایی و تغییرات آرایشی موقت یا دائمی در چهره و دستان خود به وجود می آورند تا زیباتر شوند.

 همه دوست دارند زیبا باشند و این تمایل در زنان بیشتر از مردان است.

 یک نگاه گذرا به تنوع لباس های زنان دوره های مختلف زندگی بشر ثابت می کند که ظاهر زیبا یکی از بزرگ ترین دغدغه ها و لذت های زنان در طول تاریخ بوده است.

حال حجاب چه می کند؟

حجاب از زن می خواهد زیبا نباشد. وقتی از خانه بیرون می رود، هنگامی که مهمانی به خانه اش می آید، در سفر، جشن، تفریح، همه جا، تا زمانی که روی زمین زندگی می کند، هیچ گاه باد را در موهایش و  آفتاب را بر بدنش احساس نکند.

 عمل به این دستورات برای زن (درست یا غلط) ناراحت کننده است، از طرفی عدم رعایت آنها با تهدید همراه است. زیبا بودن به معنی تحریک کردن مردان دیگر است و از او یک زن بدکاره می سازد. بدکاره بودن جرم است و مجازات های سنگینی برای او به همراه دارد.

زن احساس گناه می کند و می ترسد.

نیازهای درونی انسان با عقل او در تضاد قرار می گیرد و تحمل این دوگانگی زمانی سخت تر می شود که او می بنید زنان زیادی شادمانه بدون حجاب و بدون ترس زندگی می کنند. آنها نه از طرف مردها و نه از طرف قانون مورد تهدید قرار نمی گیرند.

 این احساسات متناقض برای مرد هم به وجود می آید.

 او هم به طور طبیعی دیدن زنی که با پیراهن گلدار در چمنزار قدم می زند را بیشتر دوست دارد تا تماشای زنی با چادر مشکی. این چیزی است که هر چشمی دیدن آن را دوست دارد، چشم مرد، زن یا کودک فرقی نمی کند.

در اینجا عقل می گوید باید حجاب داشته باشی، وگرنه تنبیه می شوی.

 بنابراین فرد خودش را از بسیاری از لذت های دنیا محروم می کند، ولی ناخودآگاه نسبت به کسانی که اینطور زندگی نمی کنند حسرت می خورد. حسرتی که عقل با آن مقابله کرده، به سرعت انکار و سرکوب می شود.

 افرادی که حجاب ندارند در گروه بدها قرار می گیرند.

 ترکیب حسرت، اضطراب، ترس و نفرت ناشی از این مقایسه ” حسادت ” را می سازد. حسادت همان احساسی است که به افراد انگیزه می دهد دیگران را وادار کنند مانند خودشان زندگی کنند. برایشان شرایط تهدید آمیز بوجود آورند تا آنها هم نتوانند شادمان، رها و بدون ترس از بد بودن، از باد و باران و خورشید لذت ببرند.

 فلسفه ی اجباری بودن حجاب حسادت است.

امیدوارم که از مطالعه این مطلب لذت برده باشید

دکتر فائزه خانلرزاده بهترین متخصص روانشناسی نوروسایکولوژی بهترین روانشناس دکتر فائزه خانلرزاده روانشناسی تلفنی مشاوره تلفنی روانشناسی آنلاین روانشناس آنلاین

فائزه خانلرزاده

  • دکترای روانشناسی نوروسایکولوژی
  • عضو سازمان نظام روانشناسی
  • عضو انجمن روانشناسان ایران
  • عضو جامعه پزشکان و روانشناسان های سلامت
  • عضو انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایران
  • روانشناس خانواده و مشاور ازدواج در قائمشهر

فائزه خانلرزاده

  • دکترای روانشناسی نوروسایکولوژی
  • عضو سازمان نظام روانشناسی
  • عضو انجمن روانشناسان ایران
  • عضو جامعه پزشکان و روانشناسان های سلامت
  • عضو انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایران
  • روانشناس خانواده و مشاور ازدواج در قائمشهر