شکل گیری عقاید و تاثیر آن بر انسان ها از دید روانشناسی

ما انسان ها تا زمانی که چیزی یاد نگرفتیم خیلی شبیه هم هستیم.

از زمانی که آموزش شروع می شود، نگاه ما به دنیا کم کم تغییر می کند و تفاوت ها یکی یکی بوجود می آیند.

آموزش عقاید اثر پرقدرتی بر  ذهن انسان دارد.

 انسان ها با عقاید متفاوت به گروه های مختلف تقسیم می شوند.

خط هایی پررنگ بین آنها کشیده شده، تبدیل به ما و دیگران می شوند.

  • یک ویژگی مهم عقاید و باورها این است که آنها هیج وقت اشتباه نیستند!

یعنی گروه های مختلف مردم در جغرافیای متفاوت همگی بر این عقیده هستند که باورشان صحیح و قابل احترام است.

از دید روانشناسی دلیل این مساله روشن است. چون عقاید همواره از نسل گذشته به اشخاص می رسد و در سال های اولیه ی زندگی آموزش داده می شود.

محتوای باورها و عقاید در سوپر ایگو یا بخش والد وجود ما شکل می گیرد.

 بخش هایی دور از دسترس آگاهی که به شدت در برابر بازنگری و تغییر مقاوم هستند.

هر نوع تردید در مورد دستورات والد یا سوپرایگو به شخص احساس گناه و ترس می دهد،

 بنابراین شک و تردید در مورد عقاید نیاز به ایگوی قوی و شخصیتی سالم دارد.

بیشتر مردمانی که تا به امروز پا به این سیاره گذاشتند، هرگز در زندگی امکان بررسی این را نداشتند که ببینند آیا چیزهایی که در کودکی یاد گرفتند درست هستند یا خیر.

 با توجه به این توضیحات می توان نتیجه گرفت:

عقاید در برابر استدلال مقاوم هستند.

چون محل شکل گیری آنها در بخش بالغ وجود (کورتکس پروفرونتال) نیست، بلکه بخش های عمیق تر ذهن است که با هیجانات آمیخته شده است (آمیگدال و هیپوکامپ).

چرا می توانیم ادعا کنیم که عقاید قابل احترام نیستند؟

با توجه به این که در سال های اخیر مردم تلاش زیادی کردند تا همدیگر را قانع کنند که به عقاید هم احترام بگذرانند، چطور می شود درستی این باور را زیر سوال برد؟

  •  عقاید یک ویژگی مهم دیگر دارند و آن این است که به انسان احساس خوب بودن می دهند.

خوب بودن نیازی است که در اعماق وجود هر انسانی وجود دارد، از همان روزهای نخست تولد و هرگز هم فراموش نمی شود.

می شود گفت همین نیاز است که باعث شده عقاید و باورهای قدیمی در طی قرن ها از جنگل ها و غارها تا آپارتمان های قرن بیست و یک سینه به سینه انتقال پیدا کنند.

 انجام مناسک و آئین های عقیدتی به انسان احساس خوب بودن می دهد.

باورها و عقاید انسان را در وضعیتی قرار می دهد که به این نتیجه برسد:

من خوب هستم، تو بد هستی.

این وضعیتی است که هیچ انسان باورمندی نمی تواند از آن فرار کند. او نمی تواند دیگرانی که عقاید او را قبول ندارند یک انسان خوب و یکی همانند خود ببیند.

  • عقاید برابری بین انسان ها را از بین می برد و بین آنها مرزهای سخت ایجاد می کند.

از نظر اریک برن رواشناس بزرگ وضعیت ” من خوب هستم، تو بد هستی” خطرناک ترین وضعیتی است که بشر می تواند در آن قرار بگیرد.

این نگرش عمیق،

ناآگاهانه

و غیر قابل تردید به انسان اجازه می دهد به دیگران آسیب برساند،

چون آنها بد هستند.

ایمان شدید به عقاید و باورها، ناخواسته تعهدات اخلاقی اشخاص را نسبت به هم از بین می برد.

 بنابراین عقاید به عنوان آموزش هایی غیرقابل تجدیدنظر قابل احترام نیستند.

 بلکه این انسان ها هستند که به احترام، امنیت و محبت همدیگر نیاز دارند.

 

 

 

دکتر فائزه خانلرزاده بهترین متخصص روانشناسی نوروسایکولوژی بهترین روانشناس دکتر فائزه خانلرزاده روانشناسی تلفنی مشاوره تلفنی روانشناسی آنلاین روانشناس آنلاین
درخواست وقت مشاوره

فائزه خانلرزاده

  • دکترای روانشناسی نوروسایکولوژی
  • عضو سازمان نظام روانشناسی
  • عضو انجمن روانشناسان ایران
  • عضو جامعه پزشکان و روانشناسان های سلامت
  • عضو انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایران
  • روانشناس خانواده و مشاور ازدواج در قائمشهر
دکتر فائزه خانلرزاده بهترین متخصص روانشناسی نوروسایکولوژی بهترین روانشناس دکتر فائزه خانلرزاده روانشناسی تلفنی مشاوره تلفنی روانشناسی آنلاین روانشناس آنلاین
درخواست وقت مشاوره

فائزه خانلرزاده

  • دکترای روانشناسی نوروسایکولوژی
  • عضو سازمان نظام روانشناسی
  • عضو انجمن روانشناسان ایران
  • عضو جامعه پزشکان و روانشناسان های سلامت
  • عضو انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایران
  • روانشناس خانواده و مشاور ازدواج در قائمشهر