ف.خ                                       

                 روانشناسی بحث کردن     

               چیزهایی که نباید یاد می گرفتیم 2:

               همدیگر را قضاوت نکنیم

               به نظر همدیگر احترام بگذاریم

              من فقط نظر شخصی ام را گفتم

 حرف هایی که آنقدر این روزها تکرار شدند که به صورت یک اصل درآمدند. ما باید به نظرات همدیگر احترام بگذاریم. ما نباید همدیگر را قضاوت کنیم. من فقط نظر خودم را گفتم…

 شما هم حتما زیاد این گزاره ها را در بحث های مختلف خواندید و شنیدید. احتمالا خودتان هم استفاده کردید.

 حالا سوال اینست: این حرف ها تا بحال چقدر موثر بوده؟

چقدرتوانسته افراد را در بحث آرام کند؟

چقدر امکان دارد که آدم ها با این حرف ها تحت تاثیر قرار گرفته، مجاب شوند؟

 اصلا این حرف ها موثر هستند؟

پاسخ روانشناسی به این  سوال اینست: خیر!

 این حرف ها اثر مجاب کنندگی ندارند، چون درست نیستند. این ها هم جز حرف هایی هستند که بهتر بود اصلا یاد نمی گرفتیم!

احترام به دیدگاه ها از منظر روانشناسی

 روانشناسی انسان ها می گوید ما باید حرف بزنیم، اگر در مورد موضوعی نظر می دهیم، باید توان بحث و استدلال داشته باشیم. روانشناسی می گوید نظرات محترم نیستند!  بلکه صرفا بخشی از افکار انسان ها هستند که هر یک می توانند تکه هایی از واقعیت را نشان دهند. نظرات می توانندگاهی کاملا اشتباه و غیرمنطقی باشند.

چطور انسانی که اهل فکر و استدلال است می تواند به همه نظرات احترام بگذارد؟!  از دیدگاه روانشناسی این قوانین ابداع شدند که افراد را نجات دهند.

 افرادی راکه فکر نمیکنند!

افرادی که معنی قضاوت کردن را حتی نمی دانند ، ولی دائم با آن مقابله می کنند.

 افرادی که مسئولیت نظرات خود را نمی توانند به عهده بگیرند.

 چون خیلی به صحت دیدگاه های محکم و همیشگی شان  فکر نمی کنند. تنها از عباراتی استفاده می کنند که در ظاهر جامعه پسند و منطقی هستند، ولی در باطن همان ” به توچه “و ” به من چه ” هستند! یعنی تمامش کن حالا من  یک چیزی گفتم! همانقدر خام و نپخته، همانقدر سطحی.

افکار شخصی از دید روانشناسی

این که کسی  نظر شخصی خود را می گوید مسئولیت او را در قبال سخنش از بین نمی برد. همه ما هر نظری که می دهیم شخصی است. افکار ما تحت تاثیر

دانش  

تجربه ها گذشته ما

 احساسات

و شرایط موجود هستند.

 ما اگر در بحثی شرکت می کنیم باید بتوانیم در مورد خواستگاه نظراتمان هم صحبت کنیم. این که فکرمان را از کجا اورده ایم؟ همه نظرات ما شخصی هستند، ولی معرف همه وجود ما نیستند.  ما با نظراتمان معرفی نمی شویم. چون انها می توانند تغییر کنند. افکار یک انسان سالم از لحاظ روانشناسی، همیشه امادگی تغییر دارند.

 قضاوت از دید روانشناسی

قضاوت یعنی بررسی علل یک رویداد و تحلیل آن. در نظر گرفتن شرایط بافتی که رخدادی در آن پیش آمده است. قضاوت نیاز به دانش دارد و وسعت فکر. نیاز دارد که شما بتوانید احتمالات مختلف را در نظر بگیرید.  

 ولی این روزها برای حرف ها و اظهارنظرهای سطحی، بدون دانش  و غرض ورزانه نام قضاوت گذاشته شده، از طرفی به شدت نهی می شود. ولی راه درست این است:

قضاوت کنید! در مورد اتفاقات مطالعه کنید. تحلیل های مختلف را بخوانید و بشنوید. نظر ات مخالف را بخوانید. در نهایت با فکر خودتان نتیجه گیری کنید. قضاوت یعنی ورزش مغز!

اگر کسی نظر شما را قبول نداشت از او نخواهید که به نظرتان احترام بگذارد. چون او به عنوان یک انسان هرگز نمی تواند چنین کاری انجام دهد!  

به دیگران اجازه بدهید با شما صادق باشند. ظرفیت روانی و پذیرش خود را بالا ببرید.

اگر شما دو نفر در بحث

 دو انسان بالغ 

منطقی

و اهل فکر باشید

اگر متعصب نباشید

اگر غرض ورزانه صحبت نکنید

خودبه خود به همدیگر احترام خواهید گذاشت. ولی احترام به نظرات  و دیدگاه ها با هیچ منطقی قابل قبول نیست.

 اگر کمی از روانشناسی کمک بگیریم و  به دنبال ریشه  این قوانین بگردیم، به چیزی به نام ترس می رسیم.

 ترس از ندانستن

ترس از اطلاعات کافی نداشتن

 ترس از کم آوردن و شکست خوردن

 ترس از دیدگاه روانشناسی

 این همه احترام به نظرات و مقاومت در برابر تغییر، می تواند در فرهنگ ما ریشه داشته باشد. فرهنگی که همیشه ما را به داشتن اصالت تشویق کرده، یعنی شبیه گذشته  خود بودن. یعنی تغییر نکردن. چیزی که در جوامع پیشرفته هرگز تشویق نشده است.

ترس از این که من دارم اشتباه می کنم. شاید این ترس ساده به نظر برسد، شاید انقدرها ترسناک نباشد، ولی انقدر برای ما سخت است که به راحتی آن را نمی پذیریم. چون هویت خودمان را در خطر احساس می کنیم. بنابراین هر راهی را امتحان می کنیم تا بگوییم:

 من درست می گویم (من خوب هستم)

من درست فکر می کنم (من خوب هستم)

  دیدگاه های من همیشه درست هستند ( من خوب هستم)

من خودم را با عقایدم می شناسم (من همان عقایدم هستم)

پس آنها را تغییر نمی دهم (من همیشه خوب بودم و هستم)

 انسان با عقایدش تعریف نمی شود

 انسان خیلی وسیع تر از آن است که با نظرات و عقایدش تعریف شود. انسان سالم در تعریف روانشناسی دائم درحال رشد و تغییر است. او با عقایدش یکی نیست! بلکه جدا از  آنهاست و کاملا آزاد و رها.

 انسان های سالم همدیگر را از روی دیدگاه هایشان نمی شناسند. آنها می دانند که دیدگاه ها با توجه به شرایط، احساسات، دانش و تجربه های هر فرد بوجود می آیند و همیشه امکان تغییر آنها وجود دارد.

انسان سالم از تغییر استقبال می کند. چون نگاهش به آینده است.

انسان سالم از نگاه روانشناسی می داند که:

 انسان ها با وجود تفاوت ها شناختی، همانند یکدیگر فکر و احساس می کنند. به همین خاطر نمی ترسد. شجاعت دارد. خود را از عقایدش جدا می داند و با تغییر دیدگاه  احساس شکست نمی کند، اتفاقا برعکس!

 او می داند که دانشی به دانسته های قبل او اضافه شده. این همان چیزی است که علم به ما یاد می دهد. جدا از محتوای متفاوت ، فرایندی که در علوم مختلف مشترک است.

دکتر فائزه خانلرزاده روانشناس