ف.خ             

               

سرطان نتیجه ی انجام گناه است!

ابتلا به سرطان در نتیجه ی گناهانی است که در گذشته انجام دادیم”.

 این جمله شاید در هیچ کتابی نوشته نشده باشد، شاید هیچ رسانه ای به این صراحت آن را نگفته باشد.

 ولی در ذهن خیلی از افراد یک اصل مسلم است. اصلی که نیازی به اثبات ندارد و هیچ تردیدی در آن نیست.

 چون هر اتفاقی حتما دلیلی دارد.

اگر کسی در حق دیگری بدی کند، حتما در زندگی تاوان آن را پس می دهد، ما منتظر می نشینیم ببینیم چه بر سرش می آید.

تازگی ها اسم “کارما” بر این قانون گذاشته اند.

 کارما اثر گناهان ما را به خودمان بر می گرداند.

ولی حقیقت این است:

انرژی کارما این نیست و ارتباطی با گناه و زجر پس از آن هم ندارد.

کارما به معنی انرژی های گذشته است که باید تمام شود. کارهای نیمه تمام، افکار نیمه کاره و …

این انرژی گناه و آدم های خوب و بد را نمی شناسد و آگاهانه عمل نمی کند.

 انرژی های کارمایی می توانند مربوط به چند قرن پیش باشند. نه کارهایی که در طول زندگی انجام می دهیم.

گناه و تحریف معنی زندگی

آن چیزی که این روزها متداول شده، یک تعریف تحریف شده از معنی زندگی است.

برای فرار از واقعیت.

از دید روانشناسی این افکار را می شود به این شکل توضیح داد:

انسان همواره از سرانجام خود می ترسد.

 از سرطان، تصادف، سکته، سوختن، کشته شدن، بدبخت شدن…

 انسان از چگونه زیستن و چگونه مردن می ترسد.

 از این که هیچ کنترلی بر زندگی خود نداشته باشد. از این که

 یک ویروس،

 یک حادثه،

یک جهش ژنتیکی

او را از پای درآورد.

 بنابراین نیاز دارد خود را در امنیت حس کند.

او می خواهد فکر کند برای او اتفاق بدی نمی افتد.

بنابراین فکرمی کند:

آن کسانی که دچار این رنج ها می شوند، حتما در گذشته مرتکب گناهی سنگین شده بودند.

آنها بد بودند، ولی من خوب هستم.

مراقب خودم هستم و گناه نمی کنم، بنابراین از این خطرها در امان خواهم بود.

همه ی ما ده ها نمونه در تایید و ده ها نمونه در رد این ادعا سراغ داریم.

این نگرش، قانون و اصل آنقدر پیچیده و مبهم است که با دلایل عقلانی قابل قبول، اثبات نمی شود، همانطور که رد هم نمی شود.

و از دیدگاه علمی

 فرضیه ای که توان رد شدن نداشته باشد، امکان اثبات هم ندارد.

 بنابراین نه از نظر اخلاقی و نه منطقی درست نیست که زندگی دیگران را بر اساس آن تفسیر کنیم.

 

 

 

 

پیشنهاد می کنم مقالات زیر را مطالعه بفرمایید:

مسئول بی اختیار

سورپرایز وزیر جوان

آیا زیبایی تکراری می شود؟ 3

آیا زیبایی تکراری می شود؟ 2

آیا زیبایی تکراری می شود؟ 1

درباره ی دزد

روانشناسی دیدگاه های مختلف

جلوی بچه هایتان با هم دعواکنید!

اضطراب اول شدن

روانشناسی طلاق

روانشناسی خدا

قصه ی سطل زباله

روانشناسی اجتماعی و قوانین

چیزی به نام فرهنگ سازی وجود ندارد!

چرا به گرانی بنزین اعتراض کردیم؟

خیانت

 من لجباز، لوس و بامزه هستم!

نیاز به عشق و نوازش

بیایید اعتیاد را ریشه ای حل نکنیم!

در لحظه زندگی نمی کنم

قوانین غیر اخلاقی

چندهمسری

توجیه اخلاقی 2

توجیه اخلاقی 1

پیام های اخلاقی بی اثر

اخلاق و جهان بد

عشق با چون و چرا

انواع خودکشی

تواضع نداشته باش!

درباره ی خودکشی

تجمل گرایی در جهان سوم

آدم های خسیس

دخترهایی که زیبا نبودند

چرا عقده داریم؟

روانشناسی سرنوشت مشترک

پورن و ظاهر بدنی

پورن و نیازهای مرد و زن

روانشناسی میل جنسی

جنگ خانواده و همسر

 زبان و روان

 همسر پایه می خواهم

 آدمهای همه چی تمامی که نباید با هم ازدواج کنند

باهوش ها باهوش نیستند!

 جذابیت ظاهری اینطور از بین می رود!

من حسادت می کنم

می خواهم دوست داشته شوم

روانشناسی مادرشوهر!

چرا غیرت یک ویژگی مردانه است؟

تفاوت مرد و زن در تولد فرزند

آدم دوست ندارد تمام شود

دیگر هرگز این حرف ها را نزنید!

روانشناسی آدم های یخ

می شود زندگیم عوض شود؟

روانشناسی بی منطق ها

روانشناسی هیچ کمکی نمی تواند بکند!

 احترام به دیگران یعنی چه؟!

چیزهایی که نباید یاد می گرفتیم 2

چیزهایی که نباید یاد می گرفتیم

روانشناسی سوختن و ساختن

تعریف صداقت از دیدگاه روانشناسی

درباره رابطه جنسی

روانشناسی عشق و بی توجهی

 معمای دوست داشتن

 روانشناسی آداب معاشرت

 نگاهی روانشناسانه به فرهنگ ارباب و رعیتی: تعارف

علم بهتر است یا ثروت

انسان دروغگو خوب یا بد؟!

چرا اینقدر ساده هستم؟

منت به سرم بذار!

روانشناسی شکست عشقی

روانشناسی عشق در مغز زنانه و مردانه

پدرخوب…مادرخوب… کودک؟؟

پرورش کودک قدم اول

پرورش کودک قدم دوم: تنبیه!

پرورش کودک قدم سوم: تشویق!

پرورش کودک قدم چهارم: والدین مقتدر و مهربان

مثلث کارپمن

قصه عشق

قصه عشق فانتزی

 قصه جنگ

آیا چیزهایی که می دانم درست هستند؟

چرا عاقل نیستیم؟

عشق و وسواس 1

اختلال شخصیت نمایشی

اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

 مکانیزم عشق د رمغز

عشق از دیدگاه عصب روانشناسی

تحلیل روانشناسی قصه سیندرلا